جو انتخاباتی یا شور حسینی
( )در بهار سال 1388، نه تنها طبیعت سبز شده است، بلکه مردم هم سبز پوش شده اند، اگر صادقانه نگاه کنیم، فعالیت اجتماعی و سیاسی تغییری ها هم در چند روز گذشته بیشتر شده و احتمال می رود این فعالیت در روز های پایان انتخابات به اوج خود برسد. در اینترنت هم با توجه به اینکه سبز ها، تعداد بی شماری سایت رسمی و غیر رسمی دارند، فضا تا حد زیادی مساوی شده است. در فیس بوک و فرندفید نیز، شرایط در چند روز گذشته تغییر کرده است.
برای من مهم نیست به چه کسی در دور اول رای بدهم، برای من اهمیت دارد که نهایت چه کسی رئیس جمهور می شود. برای من مهم نیست رئیس جمهور من روحانی باشد یا فردی غیر روحانی، برای من اهمیت ندارد رئیس جمهور من پول دار باشد یا فقیر، خوشکل باشد یا زشت، خوش بیان باشد یا بد کلام، تنها چیزی که من به آن اهمیت می دهم این است که رئیس جمهور من در چهار سال آینده شرایطی را فراهم کند که من بتوانم در آن زندگی کنم.
یکی از مواردی که مردم ما در انتخاب خود اشتباه می کنند و به نظر من بیشتر شور حسینی است، بی دلیل به دنبال همه جامعه حرکت کردن است. این موضوع در شرایط سیاسی امروز به شدت دیده می شود. اینکه عام مردم از فردی خاص حمایت می کنند و یا بیشتر هنرمندان نیز او را دوست دارند. درست است که اهمیت دارد ولی اصلا دلیل خوبی نیست. امروز یکی به من گفت که فکر می کنی کیومرث پور احمد در انتخاب خود اشتباه کرده است؟ من واقعا جوابی برای این سوال پیدا نکردم، در جواب به این دوستمان گفتم که آیا کیومرث پور احمد سیاست مدار و یا اقتصاد دان مطرحی است که رای وی برای شما اهمیت دارد؟
از سوی دیگر وضعیت شب های تهران نیز اصلا خوب نیست، تا ساعت دو ، سه و حتی بیشتر، ماشین ها در خیابان، صدای بلند آهنگ، رنگ های زیادی دنبال هم. آیا واقعا این پایان خواسته های سیاسی و اجتماعی ماست؟ آیا این داد و بی داد و این شلوغ کاری نهایت انتظاری است که داریم؟ ما آزادی را چگونه بیان می کنیم؟ ما آزادی را چه می پنداریم؟ ما اصلا به دنبال چه هستیم؟
ما چگونه می توانیم هم از تخریب شدید رئیس جمهور کنونی لذت ببریم و در پی آن از افشاگری های وی نیز به شدت خوشحال شویم!!! چه شده است بر ما!!! ما نمی توانیم در طرف این میدان جنگ باشیم، ما یا باید مقابل این ستاد باشیم ما مقابل آن ستاد. ما باید بطور مشخص بدانیم که چه می خواهیم، ما با هاشمی خوبیم و یا با هاشمی بدیم؟ 4 سال پیش در دور اول انتخابات با هاشمی لج باشیم و در دور دوم یار هاشمی و امروز از انتشار اتهامات گوناگون نسبت به هاشمی خوشحال!!! بعد در نهایت هم از اینکه هاشمی پشت کاندیدای مورد علاقه ما هست نیز او را دوست داشته باشیم؟
کمی با خود فکر کنید به خدا، خدا هم نمی تواند رابطه میان این ها را پیدا کند. زبانم لال، زبانم لال، ما خدا را هم گیج کرده ایم.
شرایط امروز ایران نه تقسیر آقای احمدی نژاد است، نه تقصیر آقای خاتمی و نه تقصیر آقای هاشمی، حتی دولت های قبلی نیز در این میان بی تقسیر هستند. مشکل امروز و فردای ایران، من و شما هستیم دوست عزیزم، دموکراسی که وارد ایران شده است، مثل ماشین دودی است که وارد ایران شد و هنوز بعد از این همه سال فرهنگ استفاده از ماشین و راندگی را نداریم.



