یکی از دلایل حمایت از کروبی، که یکی از مهم ترین دلایل من هست رو چند روز پیش در فیس بوک نوشتم، مطلبی بود پس از انتشار خبر پرداخت ۷۰ هزارتومان به تمام ایرانی ها بدین شکل "با سهامی عام شدن همه چیز موافقم ولی در مقابل هم باید برنامه های اقتصادی قوی باشه که اطمینان دارم گروه تکنوکرات های پشت کروبی می تونن اون برنامه های اقتصادی رو توری اجرا کنند که این 70 هزار تومان باعث بالا رفتن تورم نشه من به کرباسچی و نیرو های حامی اقتصاد باز و اقتصاد آزاد باور دارم و دلیل حمایت من از کروبی به دلیل شعار های آزادی و این ها نیست فقط به دلیل کارشناسان اقتصادی خوبه که میشه اطمینان کرد"
ذلیل دیگر من برای حمایت از کروبی، صادق بودن ایشان است. وقتی که گفتند ۱۰ سال اول انقلاب رو انکار نمی کنم هر کاری کردم، چون در اون زمان شرایط انقلابی بود انجام دادم.
دلیل دیگر، روک گویی ایشون هستش، من خودم آدم روکی نیستم، خیلی وقت ها خیلی حرف ها رو نمی زنم، ولی خیلی دوست دارم طرف مقابل من روک باشه، من با آدم های روک خیلی راحت هستم.
این که آقای کروبی، ۴ سال پیش حزب تشکیل داد و ۴ سال است که برای امروز داره کار می کنه، یک سال و نیم پیش اعلام کرد وارد انتخابات میشه، خودش نشون دهنده این موضوع هستش که ایشان برنامه هایی دارند، حداقل با افرادی که ۴ یا ۵ ماه قبل از انتخابات تصمیم گرفتند وارد صحنه انتخابات بشوند مقداری جلوتر هستند.
حضور آقای مهاجرانی، در تیم آقای کروبی خود به خود نشون میده که دید این تیم به مطبوعات و رسانه ها چگونه است. فکر نمی کنم برای آزادی بیان و آزادی مطبوعات دلیلی بهتر از آقای مهاجرانی وجود داشته باشه.
در خصوص آزادی بیان و حقوق شهروندی هم کروبی ژست سیاسی نمیگیره، من اعتقاد دارم که وقتی از این موضوع ها حرف می زنه به این ها باور داره، باز هم اعضای تیم ایشون فکر می کنم دلیل خوبی باشه برای باور این قضیه.
در زمینه اینترنت هم دیگه اگر آقای ابطحی رو بشناسید، خودتون می دونید که آزادی فضای اینترنت و در کل نگاهی کارشناسی و صحیح به اینترنت در میان سیاستمداران ایرانی رو فقط میشه از ایشون انتظار داشت.
دز زمینه اقتصاد هم در بالا خیلی کوتاه اشاره کردم، فضای باز اقتصادی و اقتصاد آزاد با حضور شخصی مثل کرباسچی، اگر گارانتی شده نباشه، ولی می شه اجرا بشه و به جاهایی هم رسید. اقای کرباسچی از سال ۶۸ تا ۷۷ شهردار تهران بود، مترو، شهرکتاب، فروشگاه های زنجیره ای، فرهنگسرا ها، روزنامه رنگی و خیلی چیز های دیگه دستاور های ایشون برای تهران هستش، پس به عنوان معاون اول ، خیلی می تونن مفید باشن، من شخصا همیشه فکر می کردم اگه رئیس جمهور بشم، آقای کرباسچی رو یا معاون اول می کنم یا وزیر کشور، برای همین انتخاب آقای کروبی رو انتخاب خودم می دونم.
چند روز پیش یکی از دوستان به من گفت که به کروبی رای نمی دوم، چون این ها همه شعار انتخاباتی است و بعد مثل زمان خاتمی بک ناامیدی ایجاد می کنه در جامعه، ولی پاسخ من این بود که نه، این ها شعار نیست، وقتی که رفتار یک فرد یا یک گروه ، دقیقا هم سو میشه با اعتقاد و کاری که بلد هستند، دیگه شعار نیست، مثل اینکه من رئیس جمهور بشم، خوب معلومه همه چیز رو آنلاین می کنم. پس در زمینه اقتصاد، اینترنت، آزادی، مطبوعات و خیلی چیز های دیگه، افرادی که در تیم کروبی هستند به این موضوع ها باور دارند.
یکی از مواردی هم که از موسوی دور شدن، استفاده از خیلی راه ها و روش هایی بود که در طول حداقل ۴ سال گذشته، از سوی همین گروه ها مورد انتقاد قرار می گرفت، مثلا مثل رجایی بودن آقای احمدی نژاد، این موضوع رو خیلی ها نقد کردند، خیلی ها گفتند استفاده ابزاری است، ولی در طول برنامه های انتخاباتی دیدم که این جمله "مهندس موسوی نزدیکترین فرد از لحاظ شخصیتی و سیاسی به شهید رجائی است" مطرح شد. نه من شناختی به زندگی اقای رجای دارم و نه شناختی به زندگی شخصی اقای احمدی نژاد و موسوی، اصلا هم برای من مهم نیست کدام این دو نفر، به شخصیت آقای رجایی نزدیک تر هستند، مثلا اینجاست که چرا وفتی این حرف رو آقای احمدی نژاد میزنه، نقد میشه، ولی در شرایط انتخاباتی، خود دوستان در آن سوی جناح اصلاح طلب از این تبلیغات استفاده می کنند. (یکی به نفع طرفداران آقای احمدی نژاد)
موضوع دیگر که من شدیدا با اون مخالف هستم، استفاده از ابزاری از دین هستش، همین دوستانی که امروز رنگ سبز رو انتخاب کردند، بیشترین انتقاد ها رو به دولت برای استفاده ابزاری از دین داشتن، باز هم اینجا، من نمی خوام بگم که کی بیشتر از دین استفاده کرده و یا این که دولت از دین استفاده ابزاری کرده، ولی دیگه هر کودکی در ایران می دونه رنگ سبز، نشانه ای از سید بودن، و دین اسلام هستش، در این شرایط، رنگ سبز که معمولا هم همراه با شعار "یا حسن"، و یا "یا زهرا" استفاده میشه، با رنگ سبز پرچم ایران اختلاف داره، و به نظر من، این نمونه ای است حتی کوچک، از استفاده ابزاری از دین و اعتقاد مردم نسبت به دین، و این رو اصلا قبول ندارم، مخصولا وقتی از طرف کسانی مطرح بشه، که هم طرف مقابل را به همین موضوع متهم کردن، و هم به نظر میاد موافق جدایی دین از سیاست هستند.
یکی دیگر از موضوعاتی که دلیل دوری شدید من از مشارکتی ها، خاتمی و موسوی شد، این موضوع بود که من اطمینان دارم، با توجه به دانش، آگاهی و درست کاری ی تیم مقابل، بخش اصلی مشکل در مدیریت اجرایی کشور هستش، که این دوستان در طول ۸ سال آقای خاتمی و انتخابات ۴ سال گذشته نشون دادن که نمیشه به این دوستان با توجه به تمام خوبی هاشون اعتماد کرد. این نکته رو هم بگم که سال آینده و برای انتخابات مجلس، من دیگه از تیم آقای کروبی حمایت نمی کنم، بلکه از تیم، خاتمی حمایت می کنم، بازم بر میگرده به مدیریت اجرایی کشور، خاتمی نمی تونه مدیر اجرایی خوبی باشه، ولی هیچ کس در منش، تفکر، روشنفکری ایشون شک هم نمی تونه بکنه، به نظر من این شخص در مجلس و برای قانون گزاری مفید خواهد بود. اشتباه گذشته رو نکنیم، که تیمی رو در دولت بزاریم که باید توی مجلس باشن، و تیمی رو در مجلس بزاریم که بهتره تو دولت باشند. مدیریت اجرایی رو فراموش نکنید، ما امروز به دنیال مدیر اجرایی برای کشور هستیم، نه متفکر، اندیشمند برای برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی.
این رو هم بگم، زیاد دل خودتون رو به تغییر قانون اساسی و این چیز ها خوش نکنید، واقع بینانه رای بدهید تا سرخورده نشید. اگه امروز فکر کنیم آقای کروبی میاد و فردا، چی و چی و چی میشه، خوب اینطوری نمیشه، بعد مثل ۸ سال دولت خاتمی، فقط می گیم که خاتمی سوپاپ اطمینان بود و این چیزا که اصلا درست نیست. دید درستی به دولت داشته باشیم تا دچار سرخوردگی نشیم.
برای نوشتن این مطلب از مطالب زیر کمک گرفتم
http://www.facebook.com/note.php?note_id=86389481031&id=755055579&ref=mf
http://zagrospress.com/interview/51.html
http://www.parsenews.com/?subaction=showfull&id=1243147375&archive&start_from&ucat=1
در پایان به یک چیز اعتقاد دارم اگه امروز برای پیروزی کروبی و موسوی با هم رقابت می کنیم، همدیگر رو نقد می کنیم و حتی در سر و کول هم می زنیم، فراموش نکنید که فردای انتخابات، چه کروبی و چه موسوی برنده باشند، باید در کنار هم باشیم، مثل ۱۲ سال گذشته. ایرانیت و ایرانی بودن درجه اول اهمیت هستش و این که ما همه ایرانی هستیم و این رو فراموش نکنید.