تبليغاتX
وبلاگ رسمی سایت آموزش زبان انگلیسی OLC

وبلاگ رسمی سایت آموزش زبان انگلیسی OLC

نسخه خودمانی اخبار سایت او ال سی

بدون عنوان

( دیلی یا روزانه )







توضیح : این به روز رسانی خالی نشان از پریشانی و نگرانی های من است در این روزها.

پی نوشت : امیر صادقی (www.amirpix.com) یکی از دوستان خوبم، که وبلاگ نویس و عکاس خبری است از دیروز گم شده است.

نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 15:7  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


یک کیلوبایتی که معادل یک گیگابایت است

( دیلی یا روزانه )
داشتم با علیرضا چت می کردم، صحبت رفت به سوی سرعت اینترنت و مسائل مربوط به آن پس بعد از انتخابات ریاست جمهوری، و اینکه با این سرعت بسیار خوب اینترنت که این روز ها با آن سر می کنیم و در بهترین حالت برای ما که اینترنت پرسرعت یعنی ADSL 512 داریم، خیلی خوب باشد معادل 2.9 Kb/sec است، چگونه باید از سایت های اینترنت استفاده کنیم.

علیرضا به نکته جالبی اشاره کرد و گفت، والا تمام سایت ها فیلتر شده و برای دیدن صفحه "مشترک گرامی دسترسی شما به سایت مسدود شده است" اینترنت یک کیلوبایت هم زیاد است.

اینجاست که باید بگوییم "یک کیلوبایتی که معادل یک گیگابایت است".

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 19:40  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


آموزش الکترونیکی ای که رسما مرده است

( آموزش الکترونیکی )
دریافت نشان استاندارد از سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران و دریافت تایید ی از معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور، دو پروژه اداری من در سال گذشته بود که مربوط می شد به آموزش الکترونیکی.

جواب اولی پس از چند ماه بدین شکل به دستم رسید:
"بازگشت به نامه شماه ***مورخ ۲۵/۷/۸۷ به اطلاع می رساند اعلام شرایط اخذ پروانه کاربرد استاندارد بر اساس استاندارد ملی ۱۰۰۰۰ منوط به تدوین استاندارد ملی با عنوان آموزش الکترونیکی (مجازی) - روش آزمون می باشد./ مهدی علی پور/ رئیس اداره اجرای استاندارد."

خیلی جالبه نه!!! برای دوستانی که با آموزش الکترونیکی آشنا باشند، نیاز به توضیح نیست، ولی دوستانی که با آموزش الکترونیکی آشنا نیستند، باید بدانند که استانداردی پس از چند سال کار و تلاش با شماره ۱۰۰۰۰ در سازمان استاندارد تدوین شده به عنوان "آموزش الکترونیکی (مجازی) - راهکارها" که بطور کلی شامل توضیحاتی است مربوط به آموزش الکترونیکی، و در بسیاری از موارد جای سوال هم دارد که چرا یک استاندارد ملی بدین شکل تدوین شده است.

و تازه امروز مشخص شده که، این دوستان در سازمان استاندارد می خواهند صدور نشان استاندارد را منوط کنند به تدوین استاندارد جدیدی با عنوان "آموزش الکترونیکی (مجازی) - شیوه آزمون" که باز هم این یک اشتباه بزرگ است. در کجای دنیا آموزش الکترونیکی و استاندارد بودن آموزش الکترونیکی را فقط با استاندارد بودن آزمون سنجش می شود؟

برای مثال، مرکز A می تواند از نظر آموزش استاندارد باشد و به افراد زیادی مهارت های مختلف را آموزش دهد، و مرکز B هم می توانند اصلا در بخش آموزش فعال نباشد و فقط به عنوان یک مرکز آزمون فعالیت کند.

سوال اصلی برای من این سات که، دوستان ما، در این سطح، یعنی در سازمان استاندارد وقتی با ابتدایی ترین تعاریف از سیستم آموزش و آموزش الکترونیکی، مشکل دارند، چگونه می خواهند برای جامعه استاندارد تایین کنند!!!

جواب نامه دوم هم که مربوط است به معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بدین شکل به دستم رسید:
"بازگشت به نامه *** مورخ ۲۲/۱۰/۸۷ در ارتباط با درخواست مطروحه به اطلاع می رساند: با عنایت به اینکه در حال حاضر هیچ گونه ضوابط و دستورالعملی در ارتباط با تایید صلاحیت مراکز آموزش های مجازی موجود نمی باشد، لذا امکان بررسی موضوع مطروحه میسر نمی باشد. بدیهی است به محض تهیه و تصویب دستورالعمل مذکور، موضوع در دستور کار قرار خواهد گرفت و نتیجه متعاقبا اغلام خواهد شد./ سید صدرالدین صدری/ رئیس کل امور توسعه منابع انسانی"

این دیگر شاهکار بود، یعنی باید با آموزش الکترونیکی خداحافظی کنیم. وقتی بالاترین سازمان مدیریتی کشور، هیچ گونه ضوابط و دستورالعملی برای تایید صلاحیت مراکز آموزش الکترونیکی نداشته باشد، شما خودتان جای من، چه فکری می کنید!!!

از همه مهم تر اینکه من واقعا نمی دانم، وقتی مراکز آموزش الکترونیکی تایید صلاحیت نمی شوند، چرا و چگونه سازمان های دولتی برای کارکنان خود دوره های آنلاین برگزار می کنند!!! اگر در جواب نامه ما، می گویند، هیچ ضوابط و دستورالعملی ندارند، ایزایران و مگفا، که هر دو شرکت های دولتی هستند، چگونه برای شرکت ها و سازمان های دولتی سیستم های آموزش آنلاین پیاده سازی می کنند؟

اگر معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی طرح و برنامه ای برای آموزش های منابع انسانی ندارد، پس آموزش های آنلاین در سازمان های دولتی هیچ کدام قانونی نیست. اگر هم که فقط شرکت های دولتی و سازمان های دولتی می توانند آموزش های آنلاین برگزار کنند و مدارک آن ها در سیستم دولتی مورد تایید است. پس باید با خصوصی سازی، اصل ۴۴، همایت از بنگاه های اقتصادی کوچک خدا حافظی کرد.

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 11:51  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


وضعیت وخیم اطلاع رسانی در ایران

( دیلی یا روزانه )
پوشش خبری لحظه به لحظه رویداد ها و اطلاع رسانی درست از رویداد های جامعه، درست است که همه روز اهمیت دارد، ولی در برخی شرایط خاص اهمیت ویژه ای پیدا می کند. در اینجاست که اهمیت روزنامه نگاری شهروندی برای عموم قابل لمس خواهد بود. در این اطلاع رسانی اگر اصول اولیه رعایت شود، می تواند برای جامعه مفید باشد و اگر رعایت نشود!!! متاسفانه نه تنها به جامعه کمک نمی کند، بلکه شاید نقش منفی نیز داشته باشد.

روزنامه نگاری شهروندی وقتی که درست نباشد مردم را به دردسر خواهد انداخت، احتمالا شما هم لینک هایی را دریافت کردید با این عنوان که خاتمی دستگیر شد. به عکس کناری دقت کنید، این عکس را همه در این چند روز ارسال می کنند و می گویند خاتمی دستگیر شد، خاتمی در تظاهرات و ... اما حقیقت این است که این عکس، مربوط به سفر های انتخاباتی خاتمی است و فکر می کنم که باید شیراز باشد.

روزنامه نگاری شهروندی این نیست که در یاهو لینک و متن ارسال کنیم، بهترین حالت این است که برای خود وبلاگ درست کنید و در آن مطالب، عکس ها و فیلم های خود را قرار دهید، هر زمانی هم که به روز رسانی کردید، لینک آن مطلب را برای دیگران در لیست خود ارسال کنید. و البته مردم هم باید دقت کنند، در این شرایط جو گیر نشوند و عکس ها را بدون توضیح و یا با توضیح اشتباه برای همدیگر ارسال نکنند. بهترین راه برای کمک به اطلاع رسانی ایجاد وبلاگ، قرار دادن مطالب در آن با ذکر منبع است.

برای منبع هم بهتر است دسته بندی کنید:
منبع : خودم شاهد عینی
منبع : یکی از دوستان قابل اطمینان
منبع : به نقل از آقای ... یا به نقل از سایت ...
منبع : با واسطه معتبر
منبع : بی واسطه معتبر

مورد دیگر که اهمیت دارد، نوشتن زمان است. مثلا مطلبی برای من ارسال شد که امشب این اتفاق خواهد افتاد. دیروز هم همان مطلب را گرفتن که نوشته بود امشب، و اطمینان دارم فردا هم همان لینک را دریافت می کنم که نوشته است، امشب.

برای عنوان هایی مثل امروز، دیروز، امشب، فردا صبح، فردا عصر، باید تاریخ دقیق را هم در کنار این عناوین بنویسید، برای مثال امروز (دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲ بعد از ظهر) که وقتی این مطلب از این سایت به آن سایت هم نقل می شود، پس از اتمام زمان مورد نظر، خود به خود اعتبارش را از دست بدهند و یا به عنوان خبری آرشیوی استفاده شود نه به عنوان خبری که همه به دنبال رویدادن آن باشند.

از دیگر مواردی که در این چند روز به شدت برای همه مشکل ایجاد کرده و می کند، تعداد زیاد پیام هایی گروهی است که در یاهو مسنجر ارسال می شود. به نظر من بهتر است، پیام ها بطور خلاصه و یکجا ارسال شود. نه اینکه چهار تا مطلب را جدا جدا، ارسال کنیم.

سایت های اطلاع رسانی هم بابد تغییراتی در ساختار خود ایجاد کنند. در ابتدا بهتر است طراحی سایت را سبک کنند که برای عموم قابل استفاده باشد. چون با توجه به حجم استفاده و کم شدن سرعت اینترنت در ایران، امکان باز کردن سایت های سنگین اصلا امکان پذیر نیست.

همچنین با توجه به اینکه برخی از سایت ها در ایران ف..یلتر شده اند. نباید به این سایت های لینک داد، چون مردم دسرتسی به ف..یلتر شکن ممکن است نداشته باشند. بهتر است عکس ها، فیلم ها و مطالبی که مخاطب داخلی دارند در سایت هایی قرار گیرند که در داخل کشور قابل دسترسی هستند.

جمع بندی :به سایت های ف..یلتر شده لینک ندهید
لینک عکس ها را بدون عنوان و توضیحات و بصورت مستقیم ارسال نکنید
منبع اخبار را قبل از انتشار بپرسید و به همراه خبر ارسال کنید
برای خود وبلاگ درست کنید و مطالب خود را در وبلاگ بنویسید و لینک وبلاگ را برای عموم ارسال کنید

نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:12  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


رای برای جامعه نه فقط برای خودم

( )
یک نکته که امروز اهمیت دارد، این است که اگر من به موسوی رای بدهم، برای خودم خوب و کافی است، اما وقتی که به کروبی رای می دهم، دیگر فقط به خودم نگاه نمی کنم، به جامعه و اقلیت ها نگاه می کنم. به دراویش گنابادی که می خواهند خانقاه های دراویش دوباره احداث شود، به دوست کرد و ترکی که می خواهند در مدارس زبان کردی و ترکی هم در کنار زبان فارسی تدریس شود، به دانشجویانی که به دلیل عقاید دینی یا سیاسی از تحصیل محروم شده اند. رای به کروبی رای به نیاز ها و خواسته های تمام مردم کشور است.

در شرایطی که دیگر نگرانی از پیروزی یک کاندیدا کم شده است و بر اساس تمام نظر سنجی ها موسوی و کروبی به دور دوم می روند. دیگر رای دادن از روی ترس و برای نفی یک کاندیدای خاص اصلا منطقی نیست.

پس با رای به کروبی به تمام نیاز های جامعه و اقلیت ها رای بدهید، اگر موسوی بیاید برای من و شما ی تهران خوب است، اما بسیاری در گوشه و کنار این کشور هستند که چشم به رای امروز من و شما دوخته اند.

نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 16:25  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


با هم براي تغيير، تغيير براي ايران

( )
فردا انتخابات است. من شخصا فردا براي اولين بار به پاي صندوق راي ميروم تا اولين راي خودم را که شايد بزرگترين تصميم سياسي و اجتماعي زندگي من تا امروز باشد به برنامه تغييري ها بدهم. به گروهي که آمده اند تا تغيير ايجاد کنند. گروهي که از 4 سال پيش اعلام کرده بودند که در انتخابات شرکت مي کنند. گروهي که از سال گذشته بصورت رسمي شرکت خود را در انتخابات اعلام کرد و بيانيه ها و طرح هاي مختلفي را اعلام کردند. به گروهي در اين مدت هيچ اشتباه اخلاقي و يا تبليغاتي ازشان نديدم و امروز راي ميدم چون گروهي که در تبليغات حرفه اي بود و اخلاق را رعايت کرد، فردا نيز مي تواند در اداره کشور حرفه اي باشد و اخلاق را رعايت کند.

بخشي از اين طرح ها کاملا اجرايي است و از اختيارات رئيس جمهور است و البته بخشي از اين طرح ها و برنامه ها به طور مستقيم به رئيس جمهور مرتبط نيستند. ولي رئيس جمهور مي توانند از لابي ها و کانال هاي ارتباطي خود براي تحقق آن ها تلاش کند و همانطور که عطاالله مهاجراني ديروز در BBC گفت، کروبي کسي است که مي توانند اين برنامه ها را عملي کند. اين بخش از صحبت وزير سابق ارشاد براي من جالب بود که گفت "به دليل اين از دولت کنار رفتم که هزينه سنگيني به آقاي خاتمي وارد نشود اگر آن روز کروبي رئيس جمهور بود هيچ وقت از دولت خارج نمي شدم"

اين ها نشانه اين است که کروبي مي تواند. که کروبي مي خواهد و ما مي خواهيم و همه با هم براي تغيير فردا به پاي صندوق راي مي رويم تا براي اولين بار به کسي راي بدهيم که واقعا مي خواهيم و نه از روز اجبار و نه براي نفي کردن کسي. عماد الدين باقي ديروز در پارک ملت در هنگام سخنراني گفت "در هیچ کتابی در طول یکصد سال اخیر شما نمی بینید که یک نظریه پرداز در حوزه دمکراسی گفته باشد؛ دمکراسی یعنی به کسی رای بدهید که رای او بیشتر باشد."

اين انتخابات خيلي پيچيده شده است. خيلي مهم است، خيلي حساس است. مردم مي توانند فردا به آزادي، به تغيير ، به حقوق شهروندي، به آزادي سبک زندگي، به آزادي اجتماعات، به اقتصاد غير دولتي، به بيمه تحصيلي، به بيمه اجتماعي و به تمام چيز هايي که آرزو داشتيم راي بدهند. حال اگر فردا مردم راي ندهند ديگر بايد بگوييم اين مرگ دموکراسي در ايران است. اين يعني خطر دموکراسي، اين يعني مرگ جامعه مدني در پاي صندوق راي. اين يعني مردم ما به خواسته هاي کمتر راي مي دهند، يعني مردم ما بجاي راي به تمام خواسته ها، در زماني که واقعا امکانش وجود دارد و در آينده هم مي شود آن ها را اجرايي کرد، راي ندادند و چيزي را انتخاب کردند، که دور از سياست و شناخت مردم است.

مردم عزيز ايران، فردا در پاص صندوق راي بدور از جو سياسي به فردي راي بدهيد که آمده تغيير ايجاد کند، به کسي که مستقل نيست، به کسي که اصلاح طلب بوده و خواهد بود، نه کسي که اصولگراست ولي نگاه اصلاح طلبانه دارد.

دوستان عزيز من، فردا در پاي صندوق راي به کسي راي بدهيد که مي شناسيدش، به کسي راي بدهيد که چهره هاي سياسي، اجتماعي و حقوق بشري به دنبال او هستند، به کسي که تمام خواسته هاي شما را بر زبان آورده است نه به کسي که خواسته هاي ما را فرياد نمي زند. به کسي راي بدهيد که تمام اقلت هاي سياسي، اجتماعي، ديني، قومي و فرهنگي و همه و همه به گرد او جمع شده اند. به کسي که ديشب در زير دود و گاز اشکاور در ميدان وليعصر در بين ده ها هزار هوادار خود، پياده به خيابان آمد و همراه جمعيت راهپيمايي کرد.

خواهران و برادران من، فردا روز مهمي است، به رنگ راي ندهيد، به برنامه راي بدهيد. نه آن هم برنامه اي که تيتر وار است، به برنامه اي که پشتوانه سياسي و اجتماعي دارد. برنامه اي که پشتوانه اجرايي و عملي دارد.

فردا روز مهمي است، فردا روز سرنوشت است. فردا، با هم براي تغيير، تغيير براي ايران

پی نوشت : راستی برای دیدن عکس های راه پیمایی تبلیغاتی دیروز به آدرس http://www.facebook.com/album.php?aid=270055&id=663975496&l=1ce58e44b3 مراجعه کنید.

پی نوشت ۲ : دوستان عزیز و حامیان تغییر لطفا این مطلب را برای تمام کسانی که فکر می کنید نیاز است قبل از رای دادن آن را مطالعه کنند ارسال کنید و اگر کسی هست که هنوز اطمینان ندارد به چه کسی رای بدهید و سوال دارد که چرا موسوی و چرا کروبی، می تواند تا فردا صبح حتی نیمه شب با من تماس بگیرد تا دلایل خودم را بگویم. البتی بخش از این دلایل را در وبلاگم نوشتم در آدرس http://openlearningcenter.blogfa.com/post-419.aspx نوشتم. اگر سوالی هم داشتید با من از طریق موبایل ۰۹۱۲۱۳۱۴۲۵۷ تماس بگیرید.

برای تغییر به کمک همه نیاز است. با هم برای تغییر با هم برای ایران

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 11:49  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


خیلی پیچیده، خیلی مهم، خیلی حساس

( )
انتخاب دهمین دوره ریاست جمهوری یکی از پیچیده ترین، مهم ترین و حساس ترین انتخابات در چند سال گذشته است. به جرات می توانم بگویم که نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا انتخاب ۲۲ خرداد ایران، خیلی اهمیت دارد. همه و همه چشم به خروجی رای دارند.

سه گروه بیشترین فعالیت را دارند گروه اول آقای احمدی نژاد و اصولگرایان هستند که کنترل دولت را نیز در دست دارند.

از آن سو، سبز ها هستند به دنبال آقای میر حسین موسوی به همراه خاتمی، رهنورد و هاشمی، که با راه اندازی جمعیت میلیونی در تهران در ۲ روز پیش، قدرت خود را در بیرون کشیدن مردم به تمام رقبا نشان دادن که ما می توانیم چنین جمعیتی را به خیابان بیاوریم، چیزی که پس از انقلاب بی سابقه بوده است. البته بر دوستان و خوانندگان این وبلاگ پوشیده نیست که من چه نقد شدیدی بر این موضوع دارم ولی حرکت قشنگی بود و فراموش نکنیم که خود جوش هم نبود حرکتی بود کاملا سازمان یافته و با مدیریت قوی.

در آخر هم تغییری ها هستند با آقای کروبی به همراه کراباسچی، ابطحی، نجفی و خیلی چهره های دیگر که تا امروز در تاریخ ایران حمایت تمام گروه های اپوزیسیون داخل و خارج، از یک شخص واحد به این شدت سابقه نداشته است. البته اگر از خود انقلاب چشم پوشی کنیم. از تمام ادیان، اقلیت ها، گروه ها، دراویش، کارگران، دانشجویان و خلاصه هر گروه حداقلی را که شما می بینید از تغییری ها حمایت می کند.

شاید بتوان گفت که سبز ها و تغییری ها دو بخش مختلف هستند که در انقلاب سال ۵۷ در کنار هم بودند و امروز این دوبخش، روشنفکری و مردمی از هم جدا هستند و در یک سوی زمین ولی بصورت جداگانه با تیم مقابل بازی می کنند. این جدایی مذیت ها و معایبی زیادی دارد که بطور کامل نمی شود اینجا بررسی کرد. ولی نشان دهنده یک فاصله اجتماعی شدید در سطح جامعه است. فاصله ای که به شدت خطرناک است. البته این موضوع هم مهم است که طیف حامیان سبز ها از چپ چپ تا راست راست است. و این برای رای آقای موسوی خوب است ولی برای کنترل این جمعیت بعد از انتخابات کار بسیار آسانی نیست.

نامه سرگشاده هاشمي رفسنجاني به رهبری را حتما مطالعه کردید، من اصلا منکر حضور مردم و اهمیت حضور مردم در انتخابات نیستم و این را خیلی خوب می دانم و میر حسین موسوی و سبز ها هم از این حضور مردم و انفجار احساسات و سکوت مردم بصورت خوب و کنترل شده استفاده کردند. شاید با خواندن این نامه متوجه شوید که منظور من کدام بخش است که اعتقاد دارم، این نامه اگر نگوییم با هزینه مردم ولی به پشتوانه حضور مردم در خیابان ولیعصر از راه آهن تا تجریش نوشته شده است.
این موضوع را خیلی از دوستان من انتقاد در نظر گرفتند، ولی قصد من انتقاد نیست، هیچ اشکالی هم ندارد که رهبران سیاسی به پشتوانه حضور مردم حرکاتی را انجام دهند. این حرکت باید بعد از انتخابات هم ادامه دار باشد. ولی اگر بعد از انتخابات نه مردم در صحنه باشند و نه سیاستمدران به خواسته مردم توجه کنند، این نگران کننده است و باعث می شود که این وسط فقط مردم هزینه شده باشند.

مورد بعدی در انتخابات که نمی دانم از سوی چه گروهی مطرح شد و اصلا درست نیست، و بیشتر غیر اخلاقی است، به دست آوردن رای بخشی از مردم تا استفاده از نفی کردن و ترساندن مردم از حضور فردی خاص بود. شعار اگر می خواهید فلانی نیاید باید به فلانی رای بدهید، نه تنها درست نیسد بلکه  اخلاقی هم نیست و باید بدانیم که اگر امروز با نفی کردن کسی، به قدرت برسیم، فردا هم می شود ما را با نفی کردن از سرکار پایین کشید.

کروبی هم در دور اول و هم در دور دوم شانس بیشتری برای پیروزی دارد. البته اگر رقابت رقابتی سالم باشد. این نکته را هم فرمولی توضیح می دهم. هر کاندید برای انتخاب در دور اول نیاز دارد به ۵۱ درصد آرا، در دور اول اصلا مهم نیست که ۵۰ درصد به موسوی رای بدهند و ۱ درصد به کروبی و یا ۵۰ درصد رای کروبی باشد و ۱ درصد رای میر حسین. حتی شانس کروبی در دور دوم نیز بیشتر است، بخشی از حامیان کروبی در صورتی که ایشان به دور دوم نروند در انتخابات شرکت نمی کنند. بخشی به آقای احمدی نژاد رای می دهند و بخشی از رای ها هم به آقای موسوی می رسد. اما رای آقای احمدی نژاد ثابت است. رای آقای رضایی هم برای آقای احمدی نژاد خواهد بود و حتی احتمال این که بخشی از اصولگرایان حامی میر حسین هم به احمدی نژاد در دور دوم رای بدهند کم نیست.

بخش بزرگی از حامیان کروبی مطالبه محور هستند نه سینه چاک شیخ اصلاحات و یا مقلد وی، برای همین رای این گروه از این جهت اهمیت دارد که نه به شخص، بلکه به برنامه و پاسخ به مطالبات خود،  کاندیدای مورد نظر را انتخاب کرده اند. برای خود من برداشتن محدودیت اینترنت و برنامه فن آوری اطلاعات کروبی که ابطحی شاید چهره شاخص این برنامه و آزادی بیان در فضای اینترنت باشد، به همراه اقتصاد آزاد و غیر دولتی که کرباسچی چهره شاخص آن است دلیل اصلی حمایت از کروبی بود.

تفسیری عینی از انتخابات برای ثبت در تاریخ این مقاله از دکتر جواد طباطبایی هم نکات بسیار جالبی دارد برای مثال "یک مساله نگران کننده وجود دارد که شاید به میدان آمدن افرادی همچون مرا هم توجیه کند و آن ایجاد یک فضای احساساتی فاقد مبنای عقلایی در این انتخابات است. در هر دو جناح محافظه کار و اصلاح طلب تنها رضایی و کروبی از دو جناح مخالف هستند که با برنامه و مواضع صریح ضمن انتقاد از وضع موجود پا به صحنه گذاشته اند و بیش از کاندیداهای دیگر قواعد اخلاق سیاسی را رعایت کرده اند" و یا "این هشداری است به روشنفکران و نخبگان کشور. برد انتخابات بدون رعایت قواعد دموکراتیک که موجب ایجاد توهم و انتظارات غیرعقلایی در مردم میشود" البته پیشنهاد می کنم کل مقاله را مطالعه کنید.

شیدا هم مطلب خوبی نوشته است "برای ملتی متاسفم که شرایط بسیار خطیرش را درک نمیکند
برای آنهایی که تنها حزب باد هستند و هر وقت که اکثریت بگویند تحریم، تحریم میکنند، بگویند شرکت، شرکت میکنند، بگویند فلانی، فلانی را انتخاب میکنند. برای آن جوان ایرانی سرافکندهام که نتوانستیم تجربیات قبلیامان را بهش انتقال بدهیم و رستگاریاش را در سبز شدن در این انتخابات میداند
"

در این روز های آخر، فکر می کنم نظرات افرادی را بخوانید که در گذشته ما و هدایت اصلاحات نقش اساسی و کلیدی داشتند خیلی مهم است، مثلا عطا الله مهاجرانی را هیچ کس نمی تواند فراموش کند. پیشنهاد می کنم نامه وی را در اینجا بخوانید.

شرایط شرایط سختی است، واقعا شرایط خطرناکی است، دوستان من فقط و فقط و فقط با چشم باز حرکت کنید، یک روز نوشتم خدایی نکرده زنگ سبز جلوی چشم ما را نگیرند، همه گفتند ما که کور نیستیم، امروز هم می گویم، نه برای رای به کروبی و نه برای نفی احمدی نژاد که نفی احمدی نژاد بسیار خظرناک تر است از حضور او در قدرت. بلکه از روی عقل و فکر به پای صندوق رای برویم. اطمینان داشته باشیم که حتی اگر از روی عقل و منطق خودمان به احمدی نژاد هم رای بدهیم، بهتر است تا در جو موجود، هم رنگ جماعت شویم.

در شرایط کنونی ما نه به دنبال رهبر هستیم و نه مرجع تقلید سیاسی، ولی امروز همه و همه داریم به دنبال رهبر و مرجع تقلید می گردیم تا فقط این وظیفه رای دادن را می خواهیم به گردن دیگری بیندازیم، تا اگر فردا روزی اشتباه کرده بودیم، بگوییم که این گفت و آن گفت. اما بازی سایست بازی دنیا و آخرت نیست که با تقلید از کسی دیگر گناه بر گردن ما نباشد. ما برای زندگی خود و شرایط اجتماعی به پای صندوق رای می رویم.

یک مطلب جالب دیگر در روزنامه اعتماد ملی بود "وقتي بسته بندي كالايي معيار اصلي عرضه آن باشد و كيفيت كالا به محاق و حاشيه رود، پس از خريد كالا، طبعا بايد آن را مورد استفاده قرار داد و اينجاست كه ضعف كيفيت كالا، مشكل اصلي عرضه كنندگان را آشكار مي كند" باید دقت کنیم این کالا شیر و پنیر نیست که فردا بتوانیم به فروشگاه مراجعه کنیم و ان را تعویض کنیم. برای تعویض رای خود کم کم نیاز دارید ۴ سال دیگر صبر کنید.

البته توجه به شعار های حامیان هم می تواند بسیار مهم باشد و نگرش بخشی از افکار آن گروه را مشخص کند، برای مثال وقتی شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد مقابل موسوی قهرمان شده جومونگ ایران قرار می گیرد. خوب ... پیشنهاد می کنم مقاله ديوانگي در تهران يا نگاهي به شعارهاي اين روزهاي مردم را حتما بخوانید.

و یا معرفی وزیر زن در کابینه، امضا کمپین زمان، پیوستن به کنوانسیون منع خشونت علیه زنان و همه و همه حتی حجاب اختیاری حق زن ایران، مطالبات مردم هستند نه شعار سیاسی کروبی برای رای، کروبی نسبت به مطالبات واکنش نشان می دهند و این ها انتخاباتی نیست، مهاجرانی دیشب در بی بی سی دلیل کنار کشیدن از دولت خاتمی را به دلیل جلوگیری از صدمه به دولت اعلام کرد و گفت با روحیه آقای کروبی می شود مدیرانی مثل من در کنار ایشان باشند و اهداف را به جلو ببرند، دیگر از مهاجرانی نزدیک تر به اصلاحات و آزادی مطبوعات در ایران که نداریم.

خلاصه بدانیم که امروز ما می توانیم به تغییر رای بدهیم و اگر رای ندهیم دیگر این شرایط برای ما ایجاد نخواهد شد. تغییر کروبی با اصلاحات ۱۲ سال پیش خاتمی بسیار متفاوت است. ۱۲ سال پیش خاتمی پیشرو بود چون ما نمی دانستیم آزادی چیست، نمی دانستیم دموکراسی چیست، اما امروز این ما هستیم که کروبی را به دنبال خود می کشیم. دیروز یکی شعار داد آزادی تحصیل برای بهایی ها چه می شود و کروبی از آزادی تحصیل آن ها بصورت مستقیم دفاع کرد. واقعا هم می گویم، این ها همه و همه جو انتخابات نیست. وقتی در خصوص انتشار فیلم یکی از افراد تیم کروبی که حقوق بشر را نقض کرده، کل فعالان حقوق بشر به سمتی می رفتند که از کروبی فاصله بگیرند، و کرباسچی خیلی سریع پاسخ می دهد به آن فیلم.

باید بدانیم که امروز نه کنترل تمام جریان ولی کنترل بخش بزرگی از جریان به دست حامیان است.

و این یعنی هدایت قدرت از پایین به بالا و این است تنها را آزادی.

نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:35  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


دیروز هر دو پیروز بودند اما موسوی ...

( )
دیروز هر دو پیروز بودند اما موسوی در آخر برنامه همه را شوکه کرد. این موسوی متین و ساکت، آنچنان سر مجری برنامه داد زد و هر چه خواست گفت که من حسابی حال آمد. بابا دمت گرم، من اصلا فکر نمی کردم اینقدر داد داد کنی به خدا، فکر می کردم فقط کروبی این کاره است. ولی خدا وکیلی، در کنار کروبی بودن هم آدم را تند و آتیشی می کند. من خوشم آمد. و به نظر من ۱۰ دقیق آخر برنامه این موسوی بود قوی عمل کرد.

البته آقای کروبی هم اگر ۱۴ دقیقه اول را سریع تر و با حرارت تر شروع می کرد خیلی بهتر می شد. کروبی مشکلی که در سخنرانی دارد در زمانی است که متن دارد و باید از روز متن بخواند. بعد از مناظره در ستاد که آمد حدود ساعت ۲ نیمه شب با اینکه هم خیس آب بود (چون در راهپیمایی حامیانش از کوی دانشگاه تهران تا ستاد شرکت کرده بود) و هم خسته بود. خیلی با حرارت، تند و قوی صحبت کرد.

باز هم دیروز همه برنده بودیم، پاسخ آقای کروبی، نمودار های آقای موسوی، توضیح کروبی از جریانی که در پست موسوی خود را وارد کرده است تا اصلاحات را خراب کند و خیلی نکات دیگر بسیار اهمیت داشت. همه هم اخلاقی بودند و خیلی خوب بود به نظر من.


بخشی از سخنرانی کروبی در ستاد مرکزی ساعت ۲ بامداد دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸

نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:0  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


مناظره دیشب و حامیان موسوی و کروبی

( )
دیروز ساعت ۸ شب، با ماشین از جلوی صدا و سیما رد شدم، اول نمی خواستم پیاده بشم ولی وقتی متوجه شدم چند تا از دوستان من اونجا هستن، رفتم تا ببینم چه خبر است. گروهی از پایین حرکت کرده بودند و بالا می آمدند. تعدادشان هم کم کم، زیاد شده بود و شعار های خیلی تند سیاسی سر می دادند.

در راه کم نبودند حامیان موسوی که در حمایت از کروبی نوار سفید دست کرده بودند و از کروبی در این مناظره حمایت می کردند. افرادی که اگر با تصمیمشان برای رای دادن به موسوی و استدلال هایشان موافق نباشم، ولی اینقدر معرفت داشتند که برای پیروزی کاندیدای خود در انتخابات، در این مناظره از احمدی نژاد حمایت نکنند. همان کاری که بسیاری از حامیان کروبی در مناظره موسوی و احمدی نژاد انجام دادند و همه با هم پشت موسوی بودند.

اما بعد از مناظره، دیدم شدت حمله موسوی ها به کروبی ها زیاد شده بود و همه می گفتند که کروبی مناظره را باخته است. این است اخلاق سیاسی ؟؟؟ مرام کشمان کردید برادران اصلاح طلب اصولگرا.

یکی از نکات مهم که دیروز در خیابان دیدم، تاکید بر همین موضوع بود که اصلاح طلب اصولگرا عملا تعریف درستی ندارد. متاسفانه این روز ها همه به این موضوع توجه نمی کند. اینقدر که آمده اند حتی بی دلیل احمدی نژاد را از قدرت دور کنند.

بار ها گفتم، احمدی نژاد باشد بهتر است تا بی دلیل و بدون پشتوانه برنامه ای و هدف خاصی بخواهیم فقط بگوییم احمدی نژاد نه نه نه. احمدی نژاد راه و کارش و برنامه اش روشن است. البته دوستانی هم  هستند که راه و برنامه و هدف های موسوی را از کروبی روشن تر می بینند و تا می گوییم که چه و چه سریع شروع می شود به اینکه داریم تخریب می کنیم.

مثلا یکی از موارد خنده داری که حامیان موسوی مطرح می کنند، این است که ما همه آمدیم که احمدی نژاد را برداریم و نباید در مقابل هم باشیم، باید از موسوی حمایت کنیم چون خاتمی پشت اوست و کروبی هم که معلوم است رای نمی آورد، پس موسوی را تخریب نکنید.

ولی این دوستان باید بدانند، که من اصلا وارد انتخابات نشده ام که احمدی نژاد را بردارم. حالا هر چقدر هم که بگویید کارها و نقد های بیشتر به پیروزی احمدی نژاد کمک می کند. شما دوستانی که احمدی نژاد را متاسفانه الف، نون صدا می کنید از چیزی ترس دارید که چهار سال است دارید آن را می بینید، دیگر برای شما تاریکی نیست، من از چیزی ترس دارم که هم برای من تاریکی است و هم، تورلیدر این تور، من را یکبار از آن مسیر وقتی روشن تر بود، رد کرده است. در این راه هم کم هزینه پرداخت نکرده ایم. باز هم بیایم و البته این بار در تاریکی بیشتر وارد این مسیر شویم؟

البته این را هم بگویم که وقتی از تاریکی صحبت می کنم منظور من آقای موسوی نیست. منظور فاصله میان چپ و راست حامیان موسوی است، از چپ چپ تا راست راست. آقای موسوی اینقدر از این موج درون جامعه و احتمال پیروزی در دور اول انتخابات خوشحال و شاد هستند که فکر این را هم نکردند، چگونه می خواهند چپ چپ را در کنار راست راست قرار دهند.

در خصوص مناظره دیروز هم، به نظر من کروبی برنده بود و برنده بودن کروبی هم برای همه مفید است. حالا دوستان ما در موج سبز بگویند "کروبی بازنده بود و من واقعن ازش ممنونم که هوای موسوی رو هم داشت" این جمله حسین شهرابی است و یا  "در مناظره فالش می زد. من متاسفم که تمام تلاش شیخ در مناظره با محمود بی نتیجه ماند".

ببینید شما آمدید که پیروز انتخاب باشید، آمدی که موسوی را پیروز کنید. اما اگر خود کروبی و کرباسچی هم برای پیروزی آمده باشند. بسیاری از حامیانشان اصلا به پیروزی فکر نمی کند. شما دیروز می خواستید کروبی با گلدان به سر احمدی نژاد بکوبد و بعد بگویید شیخ پیروز شده است؟ اما اگر تند تر از این می رفت همین ها که امروز دورش هستند از فردا دیگر دورش نبودند.

دقت کنید که کسانی که امروز دست بند تغییر می بندند. برای تغییر بد اخلاقی های سیاسی و اجتماعی آمده اند نه برای اینکه خودشان بد اخلاقی کنند تا پیروز میدان باشند. کروبی هم خوب حرف زد و هم خوب دفاع کرد. اصلا به تته پته نیفتاد، اصلا صدایش نمی لرزید، اصلا آتیشی نشد، متین دفاع کرد، تیز هوش بود و خلاصه همه راضی بودند، ما برای دیدن مناظره سیاسی آمده بودیم، نه برای دیدن رینگ بوکس و یا دعوای ... که این به آن بگوید و آن به این، برای افشاگری هم نیامده بودیم که نام این و آن را ببریم.

ما دیروز، همانند فیلم های تبلیغاتی، همانند کلیپ های تبلیغاتی کروبی، یک مناظره با برنامه، خوب و سیاسی را شاهد بودیم، حالا شما بگویید کروبی باخت. کروبی در میان آن دسته از مردمی که می بایست پیروز می شد، پیروز بود دوستان.

نکات خیای زیادی هم بود که در این مناظره کروبی وارد نشد، مثلا وقتی احمدی نژاد گفت در کشور ۳ نهاد هستند که آمار های رسمی را اعلام می کنند، اولین نهاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی را نام برد که خوب، خود ایشان این سازمان را منحل کردند. یا مثلا وقتی به کروبی گفت که شما که نمی توانید روزنامه خود رو اداره کنید. جالب اینجاست که اصلا عکس همسر آقای احمدی نژاد در روزنامه اعتماد چاپ شده بود و نه اعتماد ملی.

خلاصه نه تنها من بلکه همه می گویند که این یک مناظره سیاسی خوب و قوی بود. احمدی نژاد هم خوب وارد میدان شده بود. قوی بود، زرنگ بود، هوشمندانه حمله کرد، خنده های به موقعی داشت. خوب نمی شود گفت که همین طوری آمده شده رئیس جمهور. خوب کار های جالب هم می کند. برای مثال، همین جدول ها و آمار ها، حالا واقعا من تورم ۲۵ درصد رو هم قبول ندارم، ولی خوب ایده خوبی بود. من حال کردم.

این را هم در پایان بگویم که مشکل امروز و فردای ایران، احمدی نژاد، کروبی و یا موسوی نیستند، مشکل اصلی من و شما هستیم، من و شمایی که فاصله تخریب و نقد را نمی دانیم، من شما که می خواهیم تمام فشار های سیاسی و اجتماعی خود را در ۳۰ روز آن هم بصورت MP3 از خود خارج کنیم. همین جو زدگی و موجی می شود که امروز به راه افتاده و همه را دارد با خود می برد.

ما مشکل داریم، مشکل هم، همه دولت و حاکمیت نیست، همین چند روز گذشته، تمام تحدید ها و توهین ها را همین سبز ها به من زدند، شما دقت کنید مثلا وقتی این موضوع را گفتم که سید با میر اختلاف دارد و بهتر است مردم بدانند که میر ، سید نیست، یکی آمده، از همین سبز ها به من می گوید، "امام موسوی را سید می دانست یعنی شما خلاف حرف اما حرف می زنید و می گویید امام دروغ گو است؟ می دانید چه می کنید؟" در صورتی که اگر حرف من غلط است خیلی جدی بگویید که بابا شایان به این دلیل و این مدرک شما حرف اشتباهی می زنید و من هم رسما از همه پوزش می خواهم. ولی اینکه موسوی را امام گفته اند سید است و اگر تو میگویی سید نیست مخالف امام دارید حرف می زنید. این بازی را همه بلد هستند دوست من، فکر کنم برای دهه ۶۰ بود این بازی سیاسی رواج داشت که تا حرفی می زدیم می گفتند مخالف امام. و این باعث شرمندگی است که امروز شما آزادی خواهان هم به دهه ۶۰ برگشته اید.

شما ببینید واقعا مشکل از کجاست؟ ما دیدیم مشکل از کجاست و گفتیم. ما گفتیم عوام فریبی نکنید، با دین مردم بازی نکنید، ما گفتیم از راه آنها که می خواهید برشان دارید با ما برخورد نکنید. در پایان این را هم بگویم و بروم، حق کروبی است که پیروز باشد، به دلیل بیانه ها، به دلیل بیان خواسته های مردم، به دلیل اینکه از تمام گروه ها حمایت می کند، به دلیل تبلیغات درست، به دلیل برنامه داشتن، به دلیل تیم داشتن و به هزاران دلیل دیگر.

امید وارم در این انتخابات بسیار حساس و در چند روز پایانی مردم به درستی تصمیم بگیرند و به کسی را بدهند که بیشتر حرفشان را می زند و نه کسی که بیشتر رای دارد و یا نه کسی که حرفشان را نمی زند.

خطرناک ترین موضع سیاسی امروز این است که خواسته های خودمان را کم کنیم و به کسی رای بدهیم که حتی برنامه و شعار هایش پایین تر از خواسته های ماست. و فقط به این دلیل رای بدهیم که آرامش نیاز داریم. دوستان این آرامش بر ایران حاکم نمی شود و نخواهد شد.

نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 10:39  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


رئیس جمهور آینده چه کاری نباید انجام دهد؟

( دیلی یا روزانه )
امروز مطلع شدیم که دوست گرام آقا امین ما را به بازی "رئیس جمهور آینده چه کاری نباید انجام دهد؟" دعوت کرده است. خود ایشان هم از طرف محمد و ایشان هم از طرف صادق جم به این بازی دعوت شده اند.

خود آقا امین اعتقاد دارد که تنها کاری که رئیس جمهور آینده نباید انجام دهد این است که "زمانی که در حال تفکرست ، در توالت نباشد!" خوب، من با این موضوع موافقم زیرا در آن شرایط حتی اگر در سرویس بهداشتی غربی هم باشیم، کمی فشار با تفکر ما مخلوط می شود و ممکن است فکرمان وقتی خارج می شود از مغرمان، مقداری به چپ و به راست برود.

به نظر من رئیس جمهور آینده باید چند کار را انجام ندهد.

۱. با اینترنت کاری نداشته باشد.
۲. سایت ها را فیلتر نکند.
۳. وبلاگ نویسان را دستگیر نکند.
۴.کار به کار رسانه و روزنامه ها نداشته باشد.
۵. با تمام چیز های الکترونیکی مثل دولت و بانک و آموزش و ... کاری نداشته باشد.
۶. آیین نامه محدودیت سرعت اینترنت را تمدید نکند.
۷. سطح تفکر مردم را در همین حد نگاه ندارد.
۸. به دنبال کم کردن و تخریب فرهنگ مردم نباشد.
۹. با لباس زیر و روی من کاری نداشته باشد.
۱۰. با بیرون و توی فکر و اندیشه من کاری نداشته باشد.

البته خواسته های من خیلی زیاد است. اما به طور کلی، به مردم کار نداشته باشد تا همه کار خودشان را بکنند و ایشان هم رئیس جمهوریشان را بکنند. خیلی خوب است و خیلی همه راحت تر هستیم.

دعوت می کنم از علیرضا شیرازی ، نیما اکبر پور ، یک میلاد ، سیاوش محمودیان ، پرهام باغستانی و نیما عربی برای شرکت در این بازی، اگه شخس دیگری یادم اومد به لیست اضافه می کنم.

نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 13:29  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


جو انتخاباتی یا شور حسینی

( )
در شرایطی که کمتر از یک هفته به پایان یکی از حساس ترین روزهای تاریخ ایران مانده است، این پرسش مطرح می شود که جو حاکم در تهران، جوی است سیاسی و اجتماعی، و یا فقط شور حسینی است.

در بهار سال 1388، نه تنها طبیعت سبز شده است، بلکه مردم هم سبز پوش شده اند، اگر صادقانه نگاه کنیم، فعالیت اجتماعی و سیاسی تغییری ها هم در چند روز گذشته بیشتر شده و احتمال می رود این فعالیت در روز های پایان انتخابات به اوج خود برسد. در اینترنت هم با توجه به اینکه سبز ها، تعداد بی شماری سایت رسمی و غیر رسمی دارند، فضا تا حد زیادی مساوی شده است. در فیس بوک و فرندفید نیز، شرایط در چند روز گذشته تغییر کرده است. 

برای من مهم نیست به چه کسی در دور اول رای بدهم، برای من اهمیت دارد که نهایت چه کسی رئیس جمهور می شود. برای من مهم نیست رئیس جمهور من روحانی باشد یا فردی غیر روحانی، برای من اهمیت ندارد رئیس جمهور من پول دار باشد یا فقیر، خوشکل باشد یا زشت، خوش بیان باشد یا بد کلام، تنها چیزی که من به آن اهمیت می دهم این است که رئیس جمهور من در چهار سال آینده شرایطی را فراهم کند که من بتوانم در آن زندگی کنم.

یکی از مواردی که مردم ما در انتخاب خود اشتباه می کنند و به نظر من بیشتر شور حسینی است، بی دلیل به دنبال همه جامعه حرکت کردن است. این موضوع در شرایط سیاسی امروز به شدت دیده می شود. اینکه عام مردم از فردی خاص حمایت می کنند و یا بیشتر هنرمندان نیز او را دوست دارند. درست است که اهمیت دارد ولی اصلا دلیل خوبی نیست. امروز یکی به من گفت که فکر می کنی کیومرث پور احمد در انتخاب خود اشتباه کرده است؟ من واقعا جوابی برای این سوال پیدا نکردم، در جواب به این دوستمان گفتم که آیا کیومرث پور احمد سیاست مدار و یا اقتصاد دان مطرحی است که رای وی برای شما اهمیت دارد؟

از سوی دیگر وضعیت شب های تهران نیز اصلا خوب نیست، تا ساعت دو ، سه و حتی بیشتر، ماشین ها در خیابان، صدای بلند آهنگ، رنگ های زیادی دنبال هم. آیا واقعا این پایان خواسته های سیاسی و اجتماعی ماست؟ آیا این داد و بی داد و این شلوغ کاری نهایت انتظاری است که داریم؟ ما آزادی را چگونه بیان می کنیم؟ ما آزادی را چه می پنداریم؟ ما اصلا به دنبال چه هستیم؟

ما چگونه می توانیم هم از تخریب شدید رئیس جمهور کنونی لذت ببریم و در پی آن از افشاگری های وی نیز به شدت خوشحال شویم!!! چه شده است بر ما!!! ما نمی توانیم در طرف این میدان جنگ باشیم، ما یا باید مقابل این ستاد باشیم ما مقابل آن ستاد. ما باید بطور مشخص بدانیم که چه می خواهیم، ما با هاشمی خوبیم و یا با هاشمی بدیم؟ 4 سال پیش در دور اول انتخابات با هاشمی لج باشیم و در دور دوم یار هاشمی و امروز از انتشار اتهامات گوناگون نسبت به هاشمی خوشحال!!! بعد در نهایت هم از اینکه هاشمی پشت کاندیدای مورد علاقه ما هست نیز او را دوست داشته باشیم؟

کمی با خود فکر کنید به خدا، خدا هم نمی تواند رابطه میان این ها را پیدا کند. زبانم لال، زبانم لال، ما خدا را هم گیج کرده ایم. 

شرایط امروز ایران نه تقسیر آقای احمدی نژاد است، نه تقصیر آقای خاتمی و نه تقصیر آقای هاشمی، حتی دولت های قبلی نیز در این میان بی تقسیر هستند. مشکل امروز و فردای ایران، من و شما هستیم دوست عزیزم، دموکراسی که وارد ایران شده است، مثل ماشین دودی است که وارد ایران شد و هنوز بعد از این همه سال فرهنگ استفاده از ماشین و راندگی را نداریم. 

نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 19:36  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


فقط چند موضوع کوتاه

( دیلی یا روزانه )
نوار های سبزی که از همه جای ما آویران هستند

دیروز داشتم خیابان ولیعصر رو حدفاصل پارک وی تا مطهری پیاده می آدم که صحنه های جالبی دیدم، مردم چقدر سبز شدن، مثلا یکی نوار سبز به کفش خودش بسته بود، یکی دیگه نوار سبز دور زانوش بسته بود. یکی دیگه هم دیدم که نوار سبز به موش بسته بود. نزدیک های ونک، یکی رو دیدم که بجای کمربند از پارچه سبز استفاده کرده بود. با مثلا بستن نوار سبز دور انگشت یا دور بازو. خلاصه هر جایی که شما فکر کنید مردم سبز بسته بودند. دسته کیف، بند کوله، آنتن ماشین، آینه ماشین و خلاصه همه جا. اگه در این مورد روانشناسی می شد که هر کسی که نوار سبز رو به کجاش میبنده چه نوع آدمی هستش و چه انتظارات اجتماعی از کاندیدای مورد نظر خودش داره خیلی خوب می شد.

سبزش را شما بردید، سفید و قرمز را بر داشتیم، دم اقای احمدی نژاد گرم که سه رنگش را برد

دیروز در نزدیک های میدان ونک دیدم حامیان احمدی نژاد با پرچم ایران بسیار فعال هستند. موسوی ها هم که از روز اول سبز بودند. اما دیروز حامیان کروبی تو خیابان نوار های سفید به دست همدیگر می بستند. نمی دونم این موضوع یک موضع رسمی از طرف ستاد کروبی است یا غیر ولی به نظر من اصلا درست نیست، استفاده از بج سینه و برچسب های تغییر خیلی بهتر است تا این که از روش تبلیغاتی کاندیدای دیگر استفاده کنیم.

وقتی که عنوان خروجی فید کروبی آدرس سایت میر حسین است

دیروز تصمیم گرفتم برای بررسی دقیق تر حرکات کروبی، خروجی فید سایت etemademelli.ir رو در گوگل ریدر اضافه کنم، برام خیلی جالب بود که عنوان این فید در گوگل ریدر Mowjesabz.com بود. خوب برای ما که این همه ادعا داریم زیاد جالب نیست که عنوان خروجی فید سایت ما، عنوان سایت کاندیدای مقابل باشد. ولی حالا شما سبز ها هم زیاد شلوغش نکنید.


مناظره محمود احمدی‌نژاد - مهدی کروبی- 16 خرداد، ساعت 22:30 را می توانید بصورت زنده از طریق اینترنت و از آدرس www.friendfeed.com/live4iran دنبال کنید.

نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 1:52  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


مناظره ای که برنده نداشت

( )
دیشب از تلویزیون مناظره ای پخش شد، میان آقای موسوی و آقای احمدی نژاد. از دیشب که این برنامه پخش شد، من داشتم فکر می کردم که برنده این مناظره چه کسی بود. همانطور که مناظره کروبی و رضایی به نظر من برنده خاصی نداشت، این مناظره هم از میان شرکت کنندگان در آن، کسی برنده نشد.

کروبی و رضایی از نظر من به این دلیل برنده نداشتند، زیرا در بیشتر موارد با هم موافق بودند و تنها مورد اصلی اختلاف این دو، که هیچکدام بصورت خاصی به آن نپرداختند، مسئله پول نفت بود، کروبی اعتقاد دارد برای قابل کنترل کردن دولت باید پول نفت را از کنترل مستقیم دولت خارج کرد ولی رضایی اعلام کرد که با این پول قصد دارد که کارخانه تولید کند و صنعت را گسترش دهد. طرحی مشابه طرح صندوق ذخیره ارزی خاتمی.

در خصوص مناظره دیشب، هرچه که فکر می کنم می بینم هیچ کدام برنده نبودند، مطالب مختلف را هم خواندم، هم از هواداران احمدی نژاد و هم از هواداران کروبی و موسوی. همه می گویند که خودشان برنده شده اند. ولی واقعا این گونه نیست. کسی برنده نشد، با نقد های شدی موسوی از احمدی نژاد و با افشاگری شدید و بی سابقه احمدی نژاد از دولت های قبلی که پشتوانه اصلی آقای موسوی هستند، همه فقط به همدیگر زدند. هر 10 دقیقه از 10 دقیقه قبل شدید تر بود.

در نهایت اگر بخواهیم برای این مناظره پیروز مشخص کنیم، من فکر می کنم پیروز این مناظره مردم ایران بودند. هوادارن هر دوطرف، تمام افرادی که سالیان سال است این اتهامات را می شنوند و این نقد ها را می خوانند.

امروز هواداران آقای احمدی نژاد، هواداران آقای موسوی و هواداران آقای کروبی، هر کدام با توجه به استدلال های خود، پیروز این مناظره بودند. 


بیشتر در مورد انتخابات بخوانید

کروبی و هفتاد هزار تومان پول نقد
رای ها در دور دوم چگونه است
صادقانه بگویم امروز انتخاب میان بد و بدتر نیست
جمع کردن تک چهره و کار گروهی
سه دلیل برای رای به موسوی
چرا از کروبی حمایت می کنم و چرا باید حمایت کنیم

نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 17:31  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


کروبی و هفتاد هزار تومان پول نقد

( )
خیلی از دوستان از من در خصوص این برنامه هفتاد هزار تومانی آقای کروبی سوال کردند، من اصلا اقتصاد بلد نیستم، و نمی توانم بگویم که این طرح اقتصادی است یا خیر. اما کارشناسان اقتصادی زیادی این طرح را بررسی کرده اند و گفته اند که این طرح می تواند اجرا شود و موفق نیز باشد.

اما، چند نکته بسیار مهم در این طرح مطرح شده که من از دیدگاه مدیریتی و اجتماعی آن را بررسی می کنم.

اول از همه، این که این پول بزرگ و خیلی زیاد، از دست دولت خارج می شود و دیگر دولت مالک پول بسیار زیادی نیست و با توجه به این که قدرت مالی دولت گرفته می شود، مجبور است جلوی بسیاری از خرج های خود را بگیرد. و دولت کم کم کوچک می شود. این خواسته تمام ایرانی هاست که سایه دولت به این بزرگی نباشد.

دوم اینکه، دولت وقتی پول نفت نداشته باشد مجبور است فعالیت های دیگر را توسعه دهد، کم هزینه ترین فعالیت برای دولت که بیشترین درآمد و کار را تولید می کند، توریسم است، پس دولتی که پول نفت ندارد، برای توسعه توریسم و ورود گردشگران خارجی به کشور اقدام می کند. ورود توریسم به کشور، نه تنها مشکل اقتصادی و بی کاری را رفع می کند، بلکه جریان آزاد اطلاعات را نیز ایجاد میکند و در پیشبرد دموکراسی بسیار کمک خواهد بود.

در پایان هم این را بگویم که وقتی دولت، پول نفت نداشته باشد، مجبور است از مردم مالیات بگیرد، وقتی هم دولتی هزینه های خود را از راه دریافت مالیات تامین می کند، مجبور است به مردم سرویس بدهد، مجبور است پایه های اقتصاد را که هم سیاسی و هم فرهنگی است، توسعه دهد و خوب وقتی که شرکت ها و مردم پول داشته باشند و اقتصاد شکوفا باشد، من و شما دیگر چه داریم که در این مسیر، فراهم نشده باشد.

رای به کروبی، اگر با استدلال های منطقی باشد، ما را دچار سرخوردگی نمی کند، اما اگر امروز فکر می کنید، کروبی آمد و فردا اینجا را فرانسه می کند، یا رای نمی دهید، یا اگر هم رای بدهید، فردا سرخوردگی اجتماعی و سیاسی پیدا می کنید. اگر رای به کروبی اگر از روی حساب و کتاب باشد، برای ایران امروز، بهترین گزینه است.

کروبی نشان داده که فرد گرا نیست، برای مثال در مناظره دیروز خیلی تاکید داشت که کارشناسان هم با هم مناظره کنند، البته بسیاری را دیدم که از این حرف ناراحت بودند و می گفتند کروبی هیچی از خود ندارد، من به این دوستان یک پاسخ کوتاه می دهم، مگر شما نیستید که آقای احمدی نژاد را محکوم می کنید که خود محور است؟ حالا چرا امروز خود محوری آقای احمدی نژاد بد است، ولی وقتی کروبی از کار گروهی و کارشناسی صحبت می کند این هم بد است؟

این گونه درست نیست که هر چه مخالف انجام می دهد بد باشد، چه کار فردی و چه کار گروهی. برای مثال در مورد حکم حکومتی، این همه کروبی را متهم می کنید به پذیرش حکم حکومتی در زمان قانون مطبوعات، ولی اصلا از این صحبت نمی کنید که اگر حکم حکومتی بد است، چرا برای تایید صلاحیت معین در ۴ سال پیش، بسیاری از دوستان خودمان حکم حکومتی را پذیرفتند. با آن حکم حکومتی آقای معین را وارد بازی انتخاباتی کردید که نتیجه اش این است که می خوهید به هر کسی رای بدهید بجز محمد احمدی نژاد؟ یعنی نفی کنید اقای احمدی نژاد را به هر قیمتی، حتی اگر نسبت به برنامه های کاندیدای مورد نظر خود آگاهی نداشته باشید؟ و یا نفی کنید کروبی را، با این استدلال که رای نمی آورد و نمی تواند احمدی نژاد را از دولت بیرون کند.

من نظر شخصی خود را می نویسم، من چشم بسته به بهشت هم نمی روم. نه تنها من، بلکه بسیاری بر این عقیده هستند که اگر ۴ سال دیگر آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران باشند، حداقل این است که ما سیاست های ایشان را می شناسیم، می دانیم که چه چیزی در پیش رو است. ولی وقتی چشم بسته رفتار کنیم و فقط خواستار این باشیم که او برود، ولی در پشت آن برنامه و هدفی نداشته باشیم!!! از خود پورسیده اید که تا امروز چند بار، پدران و برادران بزرگ تر ما فقط برای نفی کسی وارد میدان شده اند و شکست خورده اند؟

 

نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 11:50  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


رای ها در دور دوم چگونه است

( )
داشتم فکر می کردم که رای ها در دوره دوم انتخابات چگونه تقسیم می شوند. به طور کلی با توجه به اطلاعات موجود که امروز داریم برای دور دوم انتخابات سه مدل را می شود پیش بینی کرد.

در مدل اول، یعنی وقتی که موسوی و احمدی نزاد به دور دوم می روند. تمام رای های آقای رضایی برای آقای احمدی نژاد خواهد بود. بخش کمی از رای آقای موسوی هم احتمال دارد برای احمدی نژاد برود، من به این دسته می گویم رای سرگردان و رای بی دلیل. در این شرایط رای های آقای کروبی خیلی اهمیت دارد. شاید بتوان گفت نیمی از آرای آقای کروبی در دور دوم به سمت احمدی نژاد خواهد رفت، بخش بزرگی از رای آقای کروبی هم در این حالت برای بار دوم به پای صندوف رای نمی آیند زیرا این شعار های آقای کروبی بوده که این افراد را به رای دادن و حمایت تشویق کرده است نه شعار ها و حرف های اصلاح طلبان. پس در این حالت پیروزی با احمدی نژاد است.

در مدل دوم، وقتی که موسوی و کروبی به دور دوم بروند به احتمال زیاد بخشی از رای های احمدی نژاد برای کروبی خواهد بود و بخش دیگری از رای های آقایان احمدی نژاد و رضایی پشت موسوی خواهند رفت. در این حالت آقای کروبی می تواند رای های خاموش بیشتری را وارد بازی کند. و بیشتر از دور اول حامی داشته باشد. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از رای های موسوی که در دور اول قرار است با استدلال این که کروبی نمی تواند رای بیاورد، به موسوی رای دهند نیز، به سمت کروبی می روند.

نکته : بخش بزرگی از حامیان کروبی و احمدی نژاد که در شهر های کوچک و روستا ها زندگی می کنند، بیشتر از شعار های سیاسی و اجتماعی که داده می شود به مسادل اقتصادی مثل سود سهام عدالت و سود سهام نفت توجه می کنند. این ا بخشی از رای ها هستند که از طرف کروبی به احمدی نژاد و بر عکس می توانند حرکت کنند.

در مدل سوم که کروبی و احمدی نژاد به مرحله دوم بروند، من فکر می کنم باز هم کروبی می تواند رای های خاموش بیشتری را وارد بازی انتخابات کند و همچنین بیشتر رای های موسوی هم به طرف کروبی می آید. البته باز هم رای های آقای رضایی، برای احمدی نژاد است و فکر می کنم درصد اصولگرایان حامی موسوی نیز در این حالت به احمدی نژاد رای بدهند. در این حالت نیز، بخش از رای های آقای احمدی نزاد به سمت کروبی حرکت خواهند کرد.

با بررسی این 3 حالت، کاملا برای همه مشخص است که شانس کروبی در دور دوم و در مقابل تمام رقبا خیلی بیشتر است. حال این که در دور اول چه اتفاقی خواهد افتاد، هنوز مشخص نیست. البته این را هم فراموش نکنیم که این 10 روز باقی مانده با توجه به برنامه های آقای کروبی، شانس ایشان روز به روز بیشتر و حامیان ایشان نیز روز به روز، بیشتر و بیشتر می شوند، رای های خاموش بسیاری وارد میدان انتخابات شده است و سخنرانی ایشان، صحبت با کارشناسان و مستند اول آقای کروبی به شدت صدا کرده است. این برنامه ها و فیلم ها، رای های بسیاری را نیز از طرف آقای موسوی به سمت کروبی روانه کرد اند. و البته فراموش نکنیم که مناظره ها باقی مانده و پیروز این مناظره ها و پیروز مستند دوم شانس خیلی زیادی برای راه یابی به دور دوم دارد.

من اعتقاد دارم که تا جمعه 22 خرداد در مورد انتخابم فکر می کنم اگر کروبی حرفی بزند که نشان دهند این تبلیغات فقط برای رای آوردن است و پشت آن خالی است به کروبی هم رای نمی دهم شما هم اینقدر یک دنده نباشید این ها هیچ کدام قرآن ناطق که نیستند ما تا روز جمعه وقت داریم که در مورد تصمیم خود فکر کنیم، این پارچه های سبز آقای موسوی و این برچسب های تغییر آقای کروبی را لطفا بر همه جا بچسبانید به غیر از چشمانتان، این چشمان را در این چند روز نیاز داریم تا بتوانیم بررسی کنیم و بهترین کاندید را انتخاب کنیم.

یکی دیگر از مواردی که خیلی اهمیت دارد ارائه درست اطلاعات است، متاسفانه برخی در این میان به دنبال گمراه کردن دیگران هستند، یکی از دوستان برای من ایمیل زده بود که من به موسوی رای می دهم چون گفته به تمام ایران ها اینترنت پرسرعت رایگان می دهد، اما وقتی به این دوستمان گفتم، من که طرح آقای موسوی را مطالعه کردم، در طرح آمده بود اینترنت Dialup رایگان، نه اینترنت ADSL و پرسرعت.

منظور من از بیان این مطلب این بود که اگر از موضوعی اطلاعات ندارید و یا شک دارید، امروز زمان مناسبی برای انتشار این گونه اطلاعات نیست، اخلاقی هم نیست اطلاعات نادرست را در اختیار دیگران قرار دهید، در این شرایط هم شما تقصیر دارید و هم آن فردی که این اطلاعات غلط را در اختیار شما قرار می دهد.

امروز ما مسئولیم نسبت به جامعه خود، منی که وبلاگ دارم، حالا چه این وبلاک روزانه 100 بازدید داشته باشد، چه 1000 بازدید کننده، امروز در نبود رسانه های آزاد، مرد به سایت ها و وبلاگ های ما مراجعه می کنند و وظیفه ی اطلاع راسانی درست و آگاهی دادن به جامعه به دوش من و شماست.

این اولین درس است برای زندگی آزاد.

نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 13:5  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


صادقانه بگویم امروز انتخاب میان بد و بدتر نیست

( )
فیلم مستند کروبی از کانال یک سراسری ایران پخش شد. نوع فیلم، سناریو، گفتار ها، همه و همه عالی بود، همه و همه حرف امروز من و شما بود.

چه حامی کروبی باشیم و چه حامی موسوی، اگر امروز اعتقاد داریم، کروبی نمی تواند رای بیاورد و یا او شخصی نیست که این خواسته ها را اجرایی کند، و خواسته های خود را کم تر می کنیم و به دنبال کاندیدای دیگر می گردیم که خواسته های کوچک تر ما را عملی کند، این بحث دیگری است.

کروبی نشان داد که می تواند، کروبی نشان داد که حرفه ای است، کروبی نشان داد که می شود در فیلم همه را داشت، می شود جدی بود، می شود مردمی بود، می شود خندید، می شود گریه کرد. کروبی تیمش را نشان داد، کروبی کولاک کرد.

کروبی در مورد تمام چیز هایی حرف زد که ما نمی توانیم ولی دوست داریم، کروبی خاتمی ۱۲ سال پیش بود که ۲ خرداد را ساخت. اما من اطمینان دارم کروبی خاتمی ۴ سال پیش نیست که انتخابات را به طرف مقابل تحویل دهد. این تیمی که من امروز دیدم ۴ سال کار کرده اند و برنامه ریزی کرده اند. این تیم چند ماهه نیامده اند به میدان، این تیم  تیمی نیست که بازی برده را ببازد.

این شانس را دیگر نخواهیم داشت که خوب را انتخاب کنیم، امروز دیگر انتخاب میان بد و بدتر نیست دوستان من، همه خوبند، خوب تر را انتخاب کنید.

اگر تصمیم گرفته اید، و یا هنوز تصمیم نگرفته اید، به برنامه های بعدی نگاه کنید، به مناظره ها نگاه کنید، تنها در خواست همه ما این است که فقط و فقط با چشمانی باز رای بدهید. رای شما ارزش دارد، چشم بسته رای ندهید.

برای نفی شخص خاصی به شخص دیگری رای ندهید. فقط به دلیل حمایت یک شخص خاص از یک کاندیدا، به آن رای ندهید، برای یک بار هم که شده، برنامه ها را بخوانید و از روی آگاهی و اطمینان و دانش رای بدهید.

اصلا مهم نیست امروز چه رنگی هستید و می خواهید چه رنگی بمانید، من فقط می خواهم که با آگاهی و با مطالعه دقیق برنامه ها تصمیم بگیرید، و در پای صندوق رای آن چیزی را که اعتقاد دارید در برگه رای بنویسید.

اگر امروز سبز هستید، می توانید فردا تغییر ایجاد کنید. بخش اول مستند کروبی را ببینید.

پی نوشتن : مرسی از لطفا شما لغت مناظره درست شد.

نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:21  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


ما کارگردان نیستیم

( )
این روز ها همه انتخاباتی شدیم، حجم مطالب و نوشته ها به حدی زیاد است که نمی شود چند روز به چند روز آپ دیت کرد.  اگر فیس بوک اجازه می داد، شاید روزی 2 یا 3 بار مطلب می نوشتیم. امروز (دوشنبه 11 خرداد) روز پخش فیلم مستند کروبی است. گفتم این مطلب را قبل از نمایش فیلم بنویسم بهتر است. فیلم آقای احمدی نژاد و رضایی را ندیدم ولی مورد فیلم آقای احمدی نژاد تعریف بسیار شنیدم. همه می گویند که بسیار تاثیر گذار بود و به هدفش رسید. فیلم آقای موسوی هم در همان سطح بود، یک فیلم که برای مخاطب عام ساخته شده بود.

سادگی فیلم آقای موسوی و شباهت آن به فیلم آقای احمدی نژاد، مخاطب قرار دادن عامه مردم، بدونه توجه به نخبگان و روشنفکران در این فیلم، تا حدی شدت داشت که بسیاری نگران شدند، و برخی از یاران مجبور شدند مقالاتی بنویسند و دلایل ساده انگاری و دید عامیانه این فیلم را بیان کنند. در این میان دوست خوب ما آقای سید رضا شکر الهی، نویسنده مطلب نوشته اند با عنوان "فیلم تبلیغاتی میرحسین را مجیدی نه، «ما» ساخته‌ایم!" و به این موضوع اشاره کرده اند که "خودمان را در فیلم مجیدی جست وجو نکنیم، مردمی را جست وجو کنیم که اگر درنیابیم شان، یا رأی نمی دهند یا به احمدی نژاد رأی می دهند."

البته اینجا نقد من اصلا مربوط به آقای موسوی نیست، نقد من به دوستانی است، که برای خود، خیال و رویا درست می کنند، و خود را کارگردان بازی می کنند که خود نه نوشته اند و نه ساخته اند.

این گونه اشتباهات و این گونه حرف ها، امروز از دوستانی شنیده می شود که در محیط وب شناخته اند، کوچک و بزرگ به کلامشان نگاه می کنند، در مقابل جامعه مسئول هستند، راهی که نشان می دهد فقط را خودشان و دوستان نزدیکشان نیست، راه ملتی است که در نبود بسیاری از رسانه ها به وبلاگ های ما پناه می آورند و ما امروز مسئولیم در هدایتشان.

کم در گذشته اشتباه نکردیم، کم در گذشته تصمیم غلط نگرفتیم، کم آزمون و خطا نکردیم، در انتخابات چهار سال پیش می بایست در دور اول به دنبال هاشمی می رفتیم، نه این که در دور دوم به اجبار هاشمی را انتخاب کنیم و خیلی ها هم از لج هاشمی رای به احمدی نژاد بدهند. انتخابات چهار سال پیش را باختیم، نه این که طرف مقابل برده باشد. امروز نیز این گونه عمل می کنیم و راه باخت را در پیش گرفته ایم.

ساده انگاری در فیلم خیلی زیاد بود، به قول یکی از دوستان به خیلی از کلمات و اصطلاحات که امروز واقعیت جامعه ما هستند در این فیلم اصلا اشاره نشده بود. امروز برای خودمان هاله ای از آرزو ها درست نکنیم و فردا به دنبال آن آقای موسوی را خطاب قرار دهیم که چه شد و چه شد. دقت کنید دوستان من، اقای موسوی دارد صادقانه رفتار می کند، این من و شما هستیم که در ذهن خود، نقاشی می کشیم و بیانیه هایی می نویسیم و راه و هدفی مشخص می کنیم و فردا روزی ... خیلی ساده است وقتی برگردیم و ببینیم این راه را خودمان برای خودمان نقاشی کردیم و امروز دیگر دیر شده است. 

دوستان امروز خیلی دقیق بپرسیم، خیلی دقیق بررسی کنیم و به تک تک کار های کاندیدا ها با دقت نگاه کنیم، به دنبال لا پو شانی نباشیم. انتخابات مثل زن گرفتن است، زن را باید قبل از عروسی شناخت، نه بعد از عروسی تازه بگردیم به دنبال اشکالات و ایراداتش و غر غر که تو چاقی، اخلاق نداری، من را درک نمی کنی و هزار تا خاله زنک بازی دیگر.

فرهاد نوری عزیز لطف کرده اند و یک کد حمایتی برای کروبی درست کرده اند، به نظر من خیلی قشنگ است، به خدا این روز ها همه حرفه ای جمع شده اند کنار هم، و این دلیلی است که شما می توانید به دولت اعتماد کنید که پس از انتخابات نیز به همین شکل حرفه ای رفتار کند. اما از کسی که امروز شما را مخاطب قرار نمی دهد، چگونه انتظار دارید که دولت خود نیز شما را مخاطب قرار بدهد ؟؟؟

برای دریافت کد مربوط به حمایت از کروبی و کرباسچی به وبلاگ فرهاد نوری مراجعه کنید.

توجه شما را به یکی دیگر از فیلم های کروبی جلب می کنم. نام این فیلم سبک زندگی است.

پی نوشت : این مطلب اقای ابطحی هم جالب بود برای من با عنوان صدای قهقهه رقیب شنیده می‌شود که شاید فردا در مورد این موضوع کامل تر توضیح دادم. چون دوستانی به من پیام دادند که این نوشته ها تخریب کاندیدای اصلاح طلب است. ولی من این گونه فکر نمی کنم، رای آقای کروبی و مخاطب آقای کروبی امروز کاملا با رای و مخاطب آقای موسوی متفاوت است. من حداقل در چند روز گذشته در بازتاب نوشته ها به این نتیجه رسیدم که بیشتر در به صحنه آوردن رای های خاموش تاثیر داشته و نه در کم کردن رای آقای موسوی و شکستن رای ایشان.

نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 20:44  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


جمع کردن تک چهره و کار گروهی

( )

امروز مطلبی دیدم از کمانگیر عزیز ، در مورد دلایلش برای حمایت از موسوی، البته می دانستم که ایشان در این انتخابات از موسوی حمایت می کنند، چون اولین ابزار سبز کننده عکس را ایشان روانه بازار اینترنت کردند.

اما نکاتی است که واقعا نمی شود بی پاسخ گذاشت. برای مثال آتش بست یک طرفه از جانت هواداران موسوی، بیشتر از آن دسته شعار های کاملا تبلیغاتی است و برای خوشحالی همان دسته هوادارانی خوب است که این آتش بست یک طرفه را صادر می کنند.

اگر ما تا امروز دموکراسی و انتخابات درون گروهی را تجربه نکردیم، مشکل از نقد من و شما نیست، این گونه بحث ها که کروبی خوب است یا موسوی، می بایست از ۲ سال پیش آغاز می شود و ۶ ماه مانده به انتخابات به پایان می رسید و ما امروز با وجود یک کاندیدای واحد به پای صندوق رای می رفتیم، اگر خاتمی ۴ ماه طول کشید تا تصمیم بگیرد و بعد وقتی که آمد، موسوی هم به دنبالش آمد، بروید در میان یاران خود به دنبال دلیل و چرا بگردید، نیازی نیست که با ما آتش بست کنید. کروبی که از ۴ سال پیش مشخص بود امروز پای صندوق رای می آید. این می آیم و نمی آیم های دوستان و یاران اصلاحالات بود که امروز ما را به دقیقه نود رسانده و همه و همه به دنبال وقت اضافه و پنالتی هستیم.

اگر امروز انتقاد داریم به خود آقای موسوی نیست، به سیاست های پشت پرده است، که این گونه ما را در شرایط باخت باخت قرار داده اند. این اشتباه ها کوچک نیستند. در انتخابات ۴ سال گذشته با توجه به اینکه ۳ کاندیدای مطرح اصلاح طلب وجود داشت، این چنین در مقابل هم نبودیم، هر کسی کار خودش را می کرد. یکی کروبی بود، یکی معین و یکی هاشمی. حرف امروز این است که در آن سو است که سیاست های غلط در پیش می گیرند و هزینه های سنگینی را به مردم تحمیل می کنند. اگر ۴ سال پیش، به باور خیلی ها، فرد دیگری را بجای معین روانه بازی می کردند، امروز دیگر نیازی به نه گفتن به این و به آن نبود. همیشه بازی سیاست را به گونه ای بازی می کنند که در نهایت بازنده اند.

همین تک چهره ها که امروز گرداگرد، کروبی هستند، از اشتباه تصمیم آن هاست که گرداگرد شیخی آمدند. وگر نه همه هاشمی و خاتمی بودند و امروز کروبی شدند. شما خارج از میدان و خارج از گود هستید و اصلا هم به خود نمی گویید که اگر این تک چهره ها به دنبال مقام بودند و به دنبال میز، چرا به دنبال شیخی آمدند که خودمان نیز هنوز اطمینان به پیروزیش در انتخابات نداریم؟

آن تبلیغات بسیار فرنگی، آن تبلیغات که با تصویر حرف می زنند در مقابل تبلیغاتی که فقط برای عام مردم ساخته می شود. شما خود آشناهستید با رسانه، می دانید که رسانه چیست، همین سبز که از آن استفاده می خود، خود یک رسانه است. اما رسانه داریم تا رسانه، هدف امروز تیم کروبی که نمی دانم چرا به جمع کردن تک چهره ها از آن یاد می کنید در این انتخابات اگر پیروزی بود، به شکل دیگری وارد بازی می شدند، نه با این تیلیغات کلاس بالا، که من به هر کس نشان دادم مجبور شدم ترجمه آن را برایش بازگو کنم.

به کرباسچی در زمان که شهردار بود، گفتند چرا اینقدر گلدان پلاستیکی در تمام شهر پخش کردی، این ها را هر شب می دزدند، وی در جواب گفت در نهایت یک روز برای مردم عادی می شود و دیگر گلدان های شهرداری را نمی برند. این یعنی فرهنگ سازی، امروز تیم کروبی برای رای مبارزه نمی کند دوست من، امروز تیم کروبی هدف والا تری دارد، و آن ایست که سطح مطالبات و فرهنگ مردم را تقویت کند.

امروز دلیل حمایت من از کروبی هم فقط همین است، به این نتیجه رسیده ام که تا زمانی که مردم ساده باشند و همه چیز را سطحی ببینند و روشنفکران هم روشنفکری خود را در جلوی مردم حرکت کردند بدانند و نه به حرکت مردم جهت دادن، وضعیت همین است و همین خواهد بود. اگر ایرانی ها برای جمع شدن گشت ارشاد از همه چیز کوتاه می آیند تا موسوی گشت ارشاد را جمع کند، شما که در خارج هستید دیگر چرا این گونه برخورد می کنید، ما ایم که در ایران با تغییر حتی یک معاون وزیر هم زندگی روزانه مان دستخوش تغییر می شود. پس ما باید بیشتر به دنبال یک رئیس جمهور برای امروزمان باشیم. ولی ما در داخل ایران، به آینده نگاه می کنیم و شما در خارج به امروز؟؟؟

اگر باور ندارید حرف من را ، خودتان این فیلم را ببینید و بعد قضاوت کنید که این فیلم ساخته شده تا سطح فرهنگ مردم را بالا ببرد یا رای جمع کند؟

مطالب مرتبط  :
سه دلیل رای به موسوی
چرا از کروبی حمایت می کنم

نوشته کمانگیر در آدرس http://persian.kamangir.net/?p=5390 قابل مشاهده است

توجه : نظرات بدون نام و نشان، بدون ایمیل و بدون وب سایت حتی اگر موافق باشد هم حذف می شود

نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 9:44  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


سه دلیل برای رای به موسوی

( )
امروز در فیس بوک به خودم استراحت دادم، کامنت های قبلی را مطالعه کردم و جمع بندی کردم نظراتی را که در چند روز گذشته دریافت کرده بودم. تصمیم گرفتم دلایلی را که حامیان موسوی برای رای دادن به ایشان دارند را نقل و نقد کنم.

البته امید وارم دوستان سبز ما، مرا متهم به تخریب نکنند، چون این یک گزارش است، گزارش از اتفاقی که در جامعه افتاده، و بررسی دلایل بیش از ۳۰ نفر که چرا به موسوی رای می دهند، تمام این افراد هم تصمیم داشتند با دلایل خود من را سبز کنند.

دلیل اول در میان تمام این افراد حمایت خاتمی از موسوی بود.

دلیل دوم در میان تمام این افراد گفتن یک نه بزرگ به آقای احمدی نژاد.

دلیل سوم هم این بود که کروبی در انتخابات رای نمی آورد.

دلیل اول، کاملا مشخص است، خاتمی چهره ایست شناخته شده، چهره ایست جهانی و فرهنگی، انسانی بزرگ، می شود گفت پدر دموکراسی در ایران، کسی که واژه دموکراسی را در سال ۷۶ وارد خانه تک تک ایرانی ها و هم سن و سال های من کرد. پس رای ایشان برای هر کسی که باشد، ارزش و قیمت دارد. دلیل به دنبال خاتمی رفتن هم کاملا روشن است. افرادی که از تحلیل سیاسی و دسترسی به اطلاعات دور هستند و راه های زیادی برای دریافت اطلاعات و تحلیل های گوناگون ندارد، معمولا نگاه می کنند که از افراد مشهور چه کسی به چه کسی رای می دهد و از آن پیروی می کنند.

دلیل دوم، یعنی نه گفتن به احمدی نژاد اصلا درست نیست. نه از لحاظ تبلیغاتی، نه از لحاظ سیاسی و نه از لحاظ اخلاق انتخاباتی، اصلا درست نیست که ما فقط پیروزی خود را در نفی شخص دیگری ببینیم. من به شدت با این که یک نه بگوییم و در پشت آن هیچ برنامه ای نداشته باشیم مخالفم و اصلا قبول ندارم که فقط نه گفتن می تواند مشکل ما را حل کند.

دلیل سوم به نظر من واقعا شاهکار است، اصولا همه بر این باورند که برنامه ها، مشاوران، تبلیغات، سیاست ها و خصوصیات آقای کروبی بهتر است. ایشان قدرت رایزنی بیشتری دارند، ایشان کد خدا منش هستند و در شرایط کنونی و نوع جامعه سنتی که در آن زندگی می کنیم می توانند گره بسیاری از مشکلات را به راحتی باز کنند. شناخته تر هستند، کار سیاسی در چهار سال پیش کردند و خلاصه همه بر این موضوع تاکید دارند که کاندیدای برتر هستند. اما رای نمی آورند.

انگار این رای ها از آسمان می آید که موسوی رای می آورد ولی کروبی رای نمی آورند. در این مورد ما دچار جو زدگی سیاسی شدیم، همه فکر می کنیم همه سبز هستند و همه به موسوی رای می دهند. همه به اعتقاد خود پشت کرده اند چون سبز ها بیشترند، ولی چرا همه سبز شدند؟ مگر این سبز ها از من و شما نیستند؟ مگر این من و شما نیستیم که به کروبی اعتقاد داریم ولی به موسوی رای می دهیم؟

چند نکته دیگر هم در این انتخابات اهمیت دارد، فکر می کنم، این اولین بار است که ما شاهد یک انتخابات درون گروهی هستیم. تا دیروز وقتی نقطه مقابل ما خارج از گروه ما بود، تمام نقد ها به جا بودند و همه با هم در کنار هم بودیم، اما امروز، در این انتخابات نقد دولت خوب است ولی نقد کاندیدای مخالف دولت تخریب. نقد در هیچ صورتی مساوی تخریب نیست، تخریب یعنی شما یک نفر را بی خودی و بدون دلیل و به شکلی خیلی ناجوان مردانه مورد حمله قرار دهید، مسائل شخصی و خصوصی زندگیش را افشا کنید، و از این کار هم قصد داشته باشید که فرد مورد نظر را در جامعه خراب کنید، ولی وقتی که برنامه ها، حرف ها، فیلم ها و حرکات شخصی را نقد می کنیم نمی شود از واژه تخریب استفاده کرد.

یکی دیگر از مواردی که در این انتخابات مطرح شده، این جمله است که این گونه حرف ها، تخریب ها و نقد ها باعث شکسته شدن رای آقای موسوی می شود و در نهایت این به نفع آقای احمدی نژاد است. باز هم من با این موضوع مخالفم، مثلا وقتی که می گویند رای ندادن = رای به احمدی نژاد و سعی می کنند با ترساندن مردم از چیزی رای به دست بیاورند و موقعیت خود را بهتر کنند. این به نظر من خیانت است به مردم نه یک شیوه تبلیغاتی.

یکی دیگر از مواردی که باز در این انتخابات خیلی عجیب است، درخواست یکی از گروه ها برای عدم نقد کاندیدا ی مورد نظرشان است. ببینید، من کاری ندارم نقد من باعث می شود کروبی برنده شود یا احمدی نژاد، شاید نقد من بیشتر به پیروزی آقای احمدی نژاد کمک کند تا به پیروزی آقای کروبی، ولی این دلیل نمی شود که من حرف دلم را نزنم و خود سانسوری کنم.

این شجاعت و مبارزه با خود سانسوری را من از آقای خاتمی یاد گرفتم، پس دوستان من که امروز به دلیل حمایت خاتمی از موسوی، سبز شده اید، من از معلم شما درس آموختم که آزادی بیان داشته باشم، اگر منش خاتمی را قبول دارید و به دنبال او هستید پس چرا نقد های من را تخریب و رای ریختن به صندوق طرف مقابل تعبیر می کنید.

امروز روز سختی است، زمانه سختی هم هست، امروز داریم دموکراسی را در خانه خود و در مقابل خودی تمرین می کنیم. مهم تر از پیروزی در انتخابات این است که در آزمون دموکراسی پیروز و سربلند شویم.

تیم کروبی و کرباسچی تیم حرفه ای هستند، من اعتقاد داریم تیمی که در تبلیغات امروز تا این اندازه حرفه ای و درست کار می کند می تواند در زمان مدیریت کشور هم درست کار کند. برای نمونه این فیلم را ببینید. در آینده باز هم خواهم نوشت.

این را هم بخوانید : چرا از کروبی حمایت می کنم

نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 21:0  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


چرا از کروبی حمایت می کنم و چرا باید حمایت کنیم

( دیلی یا روزانه )

چرا از کروبی حمایت می کنم؟ این تنها سوالی هستش که این روز به شکل خیلی گسترده از من پرسیده میشه. در میان دوستانی که نیمی تحریمی و نیمی موسوی هستند، یک آدم آمده و از کروبی صحبت می کند، با نظرات بسیار خاص، نظراتی که شاید فقط برای خودش مهم باشد و فقط خودش می تواند با اتکا به این نظرات، از کروبی حمایت کند.

دموکراسی و حقوق بشر، یکی از نکات مهمی است که این روز ها، تمامی حامیان کاندیدا ها، به آن تاکید دارند، اما برای من این موضوع در شرایط کنونی دلیل انتخاب آقای کروبی نبود. آزادی بیان، آزادی های اجتماعی، برای همه ما آرزو هایی است که با آن ها زندگی می کنیم، اما، امروز در شرایط بد اقتصادی، فقط و فقط با آزادی نمی شود زندگی کرد، و به آزادی هم نمی شود رسید، وقتی شرایط اقتصادی خوبی حاکم نباشد تمام این آزادی ها مثل ابری است که در بالای سر ماست.

یکی از دلایل حمایت از کروبی، که یکی از مهم ترین دلایل من هست رو چند روز پیش در فیس بوک نوشتم، مطلبی بود پس از انتشار خبر پرداخت ۷۰ هزارتومان به تمام ایرانی ها بدین شکل "با سهامی عام شدن همه چیز موافقم ولی در مقابل هم باید برنامه های اقتصادی قوی باشه که اطمینان دارم گروه تکنوکرات های پشت کروبی می تونن اون برنامه های اقتصادی رو توری اجرا کنند که این 70 هزار تومان باعث بالا رفتن تورم نشه من به کرباسچی و نیرو های حامی اقتصاد باز و اقتصاد آزاد باور دارم و دلیل حمایت من از کروبی به دلیل شعار های آزادی و این ها نیست فقط به دلیل کارشناسان اقتصادی خوبه که میشه اطمینان کرد"

 

ذلیل دیگر من برای حمایت از کروبی، صادق بودن ایشان است. وقتی که گفتند ۱۰ سال اول انقلاب رو انکار نمی کنم هر کاری کردم، چون در اون زمان شرایط انقلابی بود انجام دادم.

 

دلیل دیگر، روک گویی ایشون هستش، من خودم آدم روکی نیستم، خیلی وقت ها خیلی حرف ها رو نمی زنم، ولی خیلی دوست دارم طرف مقابل من روک باشه، من با آدم های روک خیلی راحت هستم.

 

این که آقای کروبی، ۴ سال پیش حزب تشکیل داد و ۴ سال است که برای امروز داره کار می کنه، یک سال و نیم پیش اعلام کرد وارد انتخابات میشه، خودش نشون دهنده این موضوع هستش که ایشان برنامه هایی دارند، حداقل با افرادی که ۴ یا ۵ ماه قبل از انتخابات تصمیم گرفتند وارد صحنه انتخابات بشوند مقداری جلوتر هستند.

 

حضور آقای مهاجرانی، در تیم آقای کروبی خود به خود نشون میده که دید این تیم به مطبوعات و رسانه ها چگونه است. فکر نمی کنم برای آزادی بیان و آزادی مطبوعات دلیلی بهتر از آقای مهاجرانی وجود داشته باشه.

 

در خصوص آزادی بیان و حقوق شهروندی هم کروبی ژست سیاسی نمیگیره، من اعتقاد دارم که وقتی از این موضوع ها حرف می زنه به این ها باور داره، باز هم اعضای تیم ایشون فکر می کنم دلیل خوبی باشه برای باور این قضیه.

 

در زمینه اینترنت هم دیگه اگر آقای ابطحی رو بشناسید، خودتون می دونید که آزادی فضای اینترنت و در کل نگاهی کارشناسی و صحیح به اینترنت در میان سیاستمداران ایرانی رو فقط میشه از ایشون انتظار داشت.

 

دز زمینه اقتصاد هم در بالا خیلی کوتاه اشاره کردم، فضای باز اقتصادی و اقتصاد آزاد با حضور شخصی مثل کرباسچی، اگر گارانتی شده نباشه، ولی می شه اجرا بشه و به جاهایی هم رسید. اقای کرباسچی از سال ۶۸ تا ۷۷ شهردار تهران بود، مترو، شهرکتاب، فروشگاه های زنجیره ای، فرهنگسرا ها، روزنامه رنگی و خیلی چیز های دیگه دستاور های ایشون برای تهران هستش، پس به عنوان معاون اول ، خیلی می تونن مفید باشن، من شخصا همیشه فکر می کردم اگه رئیس جمهور بشم، آقای کرباسچی رو یا معاون اول می کنم یا وزیر کشور، برای همین انتخاب آقای کروبی رو انتخاب خودم می دونم.

 

چند روز پیش یکی از دوستان به من گفت که به کروبی رای نمی دوم، چون این ها همه شعار انتخاباتی است و بعد مثل زمان خاتمی بک ناامیدی ایجاد می کنه در جامعه، ولی پاسخ من این بود که نه، این ها شعار نیست، وقتی که رفتار یک فرد یا یک گروه ، دقیقا هم سو میشه با اعتقاد و کاری که بلد هستند، دیگه شعار نیست، مثل اینکه من رئیس جمهور بشم، خوب معلومه همه چیز رو آنلاین می کنم. پس در زمینه اقتصاد، اینترنت، آزادی، مطبوعات و خیلی چیز های دیگه، افرادی که در تیم کروبی هستند به این موضوع ها باور دارند.

 

یکی از مواردی هم که از موسوی دور شدن، استفاده از خیلی راه ها و روش هایی بود که در طول حداقل ۴ سال گذشته، از سوی همین گروه ها مورد انتقاد قرار می گرفت، مثلا مثل رجایی بودن آقای احمدی نژاد، این موضوع رو خیلی ها نقد کردند، خیلی ها گفتند استفاده ابزاری است، ولی در طول برنامه های انتخاباتی دیدم که این جمله "مهندس موسوی نزدیکترین فرد از لحاظ شخصیتی و سیاسی به شهید رجائی است" مطرح شد. نه من شناختی به زندگی اقای رجای دارم و نه شناختی به زندگی شخصی اقای احمدی نژاد و موسوی، اصلا هم برای من مهم نیست کدام این دو نفر، به شخصیت آقای رجایی نزدیک تر هستند، مثلا اینجاست که چرا وفتی این حرف رو آقای احمدی نژاد میزنه، نقد میشه، ولی در شرایط انتخاباتی، خود دوستان در آن سوی جناح اصلاح طلب از این تبلیغات استفاده می کنند. (یکی به نفع طرفداران آقای احمدی نژاد)

 

موضوع دیگر که من شدیدا با اون مخالف هستم، استفاده از ابزاری از دین هستش، همین دوستانی که امروز رنگ سبز رو انتخاب کردند، بیشترین انتقاد ها رو به دولت برای استفاده ابزاری از دین داشتن، باز هم اینجا، من نمی خوام بگم که کی بیشتر از دین استفاده کرده و یا این که دولت از دین استفاده ابزاری کرده، ولی دیگه هر کودکی در ایران می دونه رنگ سبز، نشانه ای از سید بودن، و دین اسلام هستش، در این شرایط، رنگ سبز که معمولا هم همراه با شعار "یا حسن"، و یا "یا زهرا" استفاده میشه، با رنگ سبز پرچم ایران اختلاف داره، و به نظر من، این نمونه ای است حتی کوچک، از استفاده ابزاری از دین و اعتقاد مردم نسبت به دین، و این رو اصلا قبول ندارم، مخصولا وقتی از طرف کسانی مطرح بشه، که هم طرف مقابل را به همین موضوع متهم کردن، و هم به نظر میاد موافق جدایی دین از سیاست هستند.

 

یکی دیگر از موضوعاتی که دلیل دوری شدید من از مشارکتی ها، خاتمی و موسوی شد، این موضوع بود که من اطمینان دارم، با توجه به دانش، آگاهی و درست کاری ی تیم مقابل، بخش اصلی مشکل در مدیریت اجرایی کشور هستش، که این دوستان در طول ۸ سال آقای خاتمی و انتخابات ۴ سال گذشته نشون دادن که نمیشه به این دوستان با توجه به تمام خوبی هاشون اعتماد کرد. این نکته رو هم بگم که سال آینده و برای انتخابات مجلس، من دیگه از تیم آقای کروبی حمایت نمی کنم، بلکه از تیم، خاتمی حمایت می کنم، بازم بر میگرده به مدیریت اجرایی کشور، خاتمی نمی تونه مدیر اجرایی خوبی باشه، ولی هیچ کس در منش، تفکر، روشنفکری ایشون شک هم نمی تونه بکنه، به نظر من این شخص در مجلس و برای قانون گزاری مفید خواهد بود. اشتباه گذشته رو نکنیم، که تیمی رو در دولت بزاریم که باید توی مجلس باشن، و تیمی رو در مجلس بزاریم که بهتره تو دولت باشند. مدیریت اجرایی رو فراموش نکنید، ما امروز به دنیال مدیر اجرایی برای کشور هستیم، نه متفکر، اندیشمند برای برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی.

 

این رو هم بگم، زیاد دل خودتون رو به تغییر قانون اساسی و این چیز ها خوش نکنید، واقع بینانه رای بدهید تا سرخورده نشید. اگه امروز فکر کنیم آقای کروبی میاد و فردا، چی و چی و چی میشه، خوب اینطوری نمیشه، بعد مثل ۸ سال دولت خاتمی، فقط می گیم که خاتمی سوپاپ اطمینان بود و این چیزا که اصلا درست نیست. دید درستی به دولت داشته باشیم تا دچار سرخوردگی نشیم.

 

برای نوشتن این مطلب از مطالب زیر کمک گرفتم

http://www.facebook.com/note.php?note_id=86389481031&id=755055579&ref=mf

http://zagrospress.com/interview/51.html

http://www.parsenews.com/?subaction=showfull&id=1243147375&archive&start_from&ucat=1

 

در پایان به یک چیز اعتقاد دارم اگه امروز برای پیروزی کروبی و موسوی با هم رقابت می کنیم، همدیگر رو نقد می کنیم و حتی در سر و کول هم می زنیم، فراموش نکنید که فردای انتخابات، چه کروبی و چه موسوی برنده باشند، باید در کنار هم باشیم، مثل ۱۲ سال گذشته. ایرانیت و ایرانی بودن درجه اول اهمیت هستش و این که ما همه ایرانی هستیم و این رو فراموش نکنید.

نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 22:17  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


زیر ساخت کابل و سیم مسی نیست

( دیلی یا روزانه )
چند روز پیش یکی از دوستان قدیمی رو بعد از چند سال دیدم، ایشون یک مهندس الکترونیک بسیار فعال و آگاه هستند و از حدود ۸ سال پیش در زمینه VOIP فعالیت می کنند، می تونم بگم اولین شرکتی که VOIP رو وارد ایران کرد و اولین شرکتی که نرم افزار مدیریت SMS رو نوشت و ارائه کرد برای ایشون هستش.

من و پدرم از حدود 12 سال پیش با مازیار آشنا هستیم. توی این چند سال به دلیل مشکلات کاری که همه داریم، دو را دور با هم در ارتباط بودیم، چند روز پیش که فرصت شد همدیگر رو ببینیم، مثل همه افرادی که در زمینه IT کار می کنند اول از همه شروع کردیم و به درد دل کردن و حرف زدن از مشکلاتی که همیشه داشتیم. از اقتصاد، از مشکل با پرسنل و برنامه نویس ها، از گرفتاری برای طراحی سایت و از مشکلات بی شمار بی قانونی و یا مشکلات قانونی. وقتی از پروژه وام های زود بازده گفت، وقتی از مشکلات مالی برای صادرات گفت، وقتی از هر چیزی حرف زدیم، درد ما یکی بود.

من چند تا نتیجه گرفتم که اصلا نتیجه های خوبی نیست، اصلا امیدوار کننده هم نیست. امروز هم تصمیم گرفتم که این مطلب رو بنویسم تا مسئولین بدونن که بابا، وقتی از زیر ساخت برای توصعه فناوری اطلاعات حرف می زنیم، منظور ما ضریب پوشش تلفن همراه نیست، منظور ما کابل کشی و سیم مسی و تلفن ثابت نیست.

زیر ساخت، فقط سخت افزاری نیست، ما تو سخت افزار تو خیلی از کشور ها پیش رفته تر هستیم، مشکل اصلی ما نبود مدیریت و عدم فرهنگ سازی هستش، وقتی هر کسی که تو این کشور نوآوری داشته تو زمینه کاری خودش، و کمک کرده به ورود یک تکنولوژی به داخل کشور، بدون اینکه هزینه ارزی به همراه داشته باشه، و امروز، ... اگر از کرده خودش پشیمون نباشه، خوشحال و سربلند هم نیست، این مشل اصلی ماست.

بازم چند روز پیش یکی از دوستام به نام سیامک اینجا بود، فکر کنم 3 سال پیش که با سیامک آشنا شدم، حتی صدا و سیما هم زیاد رو بخش رادیو اینترنت کار نمی کرد، شاید هم اصلا نداشت، ولی سیامک یک رادیو داشت توی ایران، به نام رادیو آفتاب، اولین رادیو اینترنتی واقعی داخل ایران بود، که برنامه های روزانه تولید می کرد، ولی چی شد؟ الآن دامین پریده و خود سیامک هم اصلا به عنوان کسی که نوآوری داشته تو یک موضوع، من که تو چهرش، اگه بد تر از خودم نبود، بهتر از من هم نبود.

اگر فکر می کنید. با ارائه اینترنت رایگان بصورت Dialup می تونیم مشکل فناوری اطلاعات رو رفع کنیم، اشتباه می کنید، این راه نیست، این بی راهه هستش، کاندیدا های محترم کدومشون در زمینه فناوری اطلاعات از فرهنگ سازی گفتند؟ کدومشون از این گفتن که اگه ما رئیس جمهور شدیم، درس آموزش اینترنت رو از دبستان به بچه ها می دیم، تو تمام سازمان ها واقعا درس آشنایی با اینترنت می زاریم.

البته آقای کروبی به بحث آموزش اشاره کرده، ولی این رو هم فراموش نکنیم، مشکل فقط آموزش دادن نیست، الآن همه کارمندان همه شرکت ها ICDL خوندن، ولی وقتی کسی که درس آشنایی با اینترنت رو تموم کرده ولی هنوز وقتی من ازش می پورسم از کدوم مروگر استفاده می کنید، نه می دونه مرورگر چیه، نه میدونه کروم چیه، نه می دونه IE و FF چی هستند!!! فکر نمی کنید که مشکل ما مدیریت آموزش هستش نه خود آموزش دادن؟ فکر نمی کنید مشکل ما چیز هایی هستش که اصلا تا امروز در موردشون حرف نزدیم.

الان مشکل ما مدیریت آموزشه، مشکل ما مدیریت درآمده، مشکل ما مدیریت منابع انسانی هستش، و گرنه تو سازمان های ایران بیشتر از همه چیز آموزش داده میشه، بیشتر از خیلی کشور ها منابع مالی داریم و بیشتر از خیلی کشور ها منابع انسانی، ولی دانش و مدیریت این ها رو نداریم.

مدیریت، زیر ساخت توسعه فناوری اطلاعات هستش، نه کابل و سیم مسی.

نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 10:32  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


ليست آخرين مطالب نوشته شده در وبلاگ
  • ارتباط با مراکز آموزشی خارج از کشور و مدارک پایان دوره
  • او ال سی خیلی خوب بود ولی
  • مطلب پیشنهادی
  • کلید های میانبر در کالج
  • طراحی یک دوره جدید در سایت
  • تعییرات جدید و تا حدودی گسترده در سایت
  • خانواده ما پنجاه هزار نفری شد
  • کمک به نجات جان چهار نوجوان
  • درباره تاسیس نمایندگی و دفاتر فروش در شهرستان ها
  • خبرنامه آموزشی مهر ماه منتشر شد
  • تولد 8 سالگی سایت اما در سکوت
  • کلاس های گفتگوی آزاد
  • مجله صفحه ی انگلیسی و خبرنامه
  • رفع مشکل کلاس مجازی در فایرفاکس
  • اولین پست مربوط به سایت OLC
  • وبلاگ دنیای مجازی از اینجا رفت به اونجا
  • اسپمر های بی ادب
  • کلونی های اینترنتی
  • دستم به نوشتن نمی رود
  • چرا در هیچ نمایشگاهی شرکت نمی کنیم
  • وقتی آی.تی در رکود نیست
  • اصول من قابل احترام است ولی اصول شما نه
  • زندگی دیجیتالی من
  • اینترنت به کجا می رود
  • اضافه کردن موتور جستجوی خاص به گوگل کروم
  • قانون جرایم رايانه ای و نکاتی درباره آن
  • On and Online مثل Plug AND Play
  • مترجم گوگل و سفر من با dynamic به کوه
  • افشاگری بزرگ در خصوص سایت های وابسته فارسی
  • مطالب قدیمی‌تر