( دیلی یا روزانه )

امروز بعد از چند ماه تلاش، دومین جشنواره وب سایت های ایران به کار خود پایان داد. البته قرار بود ما امروز یک برنامه حضوری داشته باشیم که به دلیل عدم صدور مجوز برای مراسم پایانی در شرایط کنونی (انتخابات) و مخالفت با سخنرانی عزیز آشفته (سایت بالاترین) توسط برخی از گروه های اسلامی، امکان برگزاری مراسم اهدا تندیس و سخنرانی ها امروز فراهم نشد.
بیانیه منتشر شده در این خصوص را با عنوان "دومین جشنواره وب سایت های ایران امروز با اعلام اسامی 17 سایت برتر سال 1387 به کار خود پایان خواهد داد" می توانید مطالعه کنید. همچنین متن بیانیه داوران هم با عنوان "هیات داوران دومین جشنواره آنلاین وب سایت های ایران رای نهایی خود را در خصوص سایت های برتر اعلام کرد" در اینجا قرار داده شده است.
در اینجا باید از خیلی از دوستان تشکر کنم، مثلا از پرهام باغستانی برای طراحی آرم ها، از محسن براتی برای طراحی فلش ها، از فرشاد ذوالفقاری برای کمک داوری نهایی، از نیما عربی برای طراحی سایت و همچنین طراحی سایت جدید که از امروز عصر بالا میاد، نیما افشار نادری هم خیلی تشکر کنم برای این که ویرایش آخر بیانیه وبنا و بیانیه داوران رو انجام داد. شایان امیری و آیدین بهره مند هم که اطلاع رسانی به کاندید ها رو برعهده داشتند، در چند روز آخر خیلی کمک کردند. از سحر قناد برای کمک های زیادش برای ساخت تندیس. تا فراموش نکردم، امین ثابتی، علی آقایی هم خیلی به من کمک کردند در برخی از موارد مربوط به رای گیری اولیه خیلی مشاوره های خوبی به من دادند. اگه این دوستان نبودند امروز جشنواره وب سایت های ایران رو نداشتیم. از همه متشکرم.
واقعا شرمندم، الان بعضی از اسم ها رو فراموش کردم، تورو خدا از من ناراحت نشین، این ۴۸ ساعته گذشته خیلی کار داشتیم و الان خیلی او کی نیستم. در پایان هم از شرکت پرداز آنلاین هم تشکر کنم که هزینه ها اجرایی این مراسم رو قرار به طور کامل پرداخت کنه.
( دیلی یا روزانه )
برای یکی از سایت های در تاریخ ۱۲ می ۲۰۰۹ ایمیل ارسال کردم و در اون خودم رو معرفی کردم و گفتم نیاز به تماس فوری با مدیر سایت دارم، ایمیل، تلفن، تلفن همراه و خلاصه اینکه کی هستم و چی هستم روهم ارسال کردم که دلیلی برای عدم پاسخ وجود نداشته باشه، حتی تاکید کردم که از طرف وبنا تماس میگیرم و مسئول وبنا هستم.
دیروز یعنی ۱۷ می ۲۰۰۸ بعد از ۵ روز این جواب برام اومده "با سلام، شما می توانید از همین طریق با مدیریت پایگاه در ارتباط باشید. با تقدیم احترام، روابط عمومی پایگاه خبری"
نه نامی از مدیر سایت برده شده، نه شما تلفن، خوب اگه نیاز بود مطلب رو به آدرس ایمیل info@ ارسال کنم که کور نبودم توی سایت هم فرم ثبت نام بود و هم می دونستم که سایت های خبری حتما ایمیل info یا news یا admin دارن و ایمیل رو به یکی از این 3 تا آدرس ارسال می کردم بالاخره یکی به ایمیل من جواب می داد.
این نوع جواب دادن اصلا درست نیست. دوستان ما در پایگاه خبری همایش های ایران که خودشون رو روابط عمومی می نامند و پایگاه خبری هم راه اندازی کردند باید خیلی بیشتر با اصول روزنامه نگاری و روابط عمومی و ارتباط متقابل رسانه ها آشنا باشن.
( دیلی یا روزانه )
تنها چیزی که فکر نمی کردم در خصوص جشنواره وب سایت های ایران مطرح شود، سیاسی شدن بی دلیل و بی مورد این جشنواره بود. متاسفانه امروز یکی از وبلاگ نویسان به نام
تک تیر انداز حزب الله مطلبی را در وبلاگ خود نوشته بود که بی دلیل در اینترنت پخش شد تا جایی که سایت هایی همچون رجا نیوز
+ هم آن را نقل کردند و انگشت اتهامی بی دلیل را به سوی جشنواره وب سایت های ایران نشانه گرفتند.
هدف وبنا در طول ۳ سال گذشته ایجاد پل ارتباطی میان کاربران، مدیران سایت های اینترنتی و دیگر رسانه ها بود. وبنا راه اندازی شد تا جوی را ایجاد کند که اعتماد به سایت ها بیشتر شود، تا مسئولان با شناخت مدیران سایت های اینترنتی نگاهی ملایم تر به اینترنت و فعالیت های اینترنتی داشته باشند.
وبنا هیچگاه سیاسی نبوده و نخواهد بود. وبنا در معرفی سایت های سیاسی، اجتماعی و مذهبی، هیچگاه دیدی عقیدتی نداشته است و فقط سایت ها را با توجه به موضوع و رویداد تخصصی بررسی و معرفی کرده است. با همین نگاه هم جشنواره وب سایت های ایران را راه اندازی کرد. در انتخاب داوران و سخنرانان هم فقط و فقط نگاهی تخصصی داشت.
اما امروز به دلیل نگاهی تخصصی متاسفانه با جوی روبرو شده ایم که اصلا دوست نداشتیم، چنین جوی ایجاد شود. چنین جوی اصلا برای وب فارسی مفید نیست. متاسفانه نویسنده وبلاگ تک تیر انداز حزب الله، با واکنشی سریع و غیر حرفه ای، باعث شد که این جو ایجاد شود.
در چند ماه گذشته که به دنبال برگزاری این مراسم بودیم کم مشکل نداشتیم و کم سختی نکشیدیم. دلیل هم ندارد سیاسی بازی در بیاوریم و این جشنواره تخصصی را در چنین شرایطی بی دلیل تبدیل کنیم به جشنواره ای سیاسی. سیاسی شدن، خطر قرمز این جشنواره است.
متاسفانه شرایط سختی است، فردا برای دریافت مجوز برگزاری مراسم، از طرف فرهنگسرای هنر، پرونده به اداره اماکن می رود. امید وارم این بار با مشکل مواجه نشویم و بتوانیم مجوز برگزاری مراسم را دریافت کنیم.
در غیر این صورت باید با مراسم اختتامیه دومین جشنواره آنلاین وب سایت های ایران خداجافظی کنیم. این خدا حافظی برای ما ساده و آسان نیست. در آینده حتما می نویسم که چه گذشته بر ما.
مرتبط با این موضوع :
مراسم اختتامیه جشنواره وب سایت های ایران برگزار نمی شود
از وبنا حمایت کنید
( دیلی یا روزانه )
امروز یک مطلب دیدم در
وبلاگ نیوز از آقای
مسیح پارسی با عنوان "سکوت انتخاباتی وبلاگ ها". این که چرا وبلاگ نویس ها، و در کل جو کلی وب هنوز انتخاباتی نشده است دلایل زیادی دارد.
این رو اول بگم، با موج هایه خبری ای که میاد، که قرار روی وبلاگ ها در زمان انتخابات بیشتر کنترل بشه زیاد دنبال داغ شدن جو وبلاگ ها نمیشه بود.
تازه هم، برای خیلی ها، موفقت آقای احمدی نژاد در انتخابات با توجه رویکردی که در دوره آقای خاتمی و آقای هاشمی بوده، بر این گمان هستند که آقای احمدی نزاد هم یک دوره ۴ ساله دیگر رئیس جمهور خواهند بود.
همچنین خروج آقای خاتمی به عنوان نامزد دوم خرداد از صحنه انتخابات، و ورود آقای موسوی آن هم به عنوان یک کاندیدای مستقل، خود گویاست بسیاری از مسائل است، که چرا زیاد شاهد جو انتخاباتی نیستیم.
بعدشم، یک سوالی وجود داره که حتی خودم هم هنوز جوابی پیدا نکردم براش، و اون این سوال هستش که چرا آقای کرباسچی از آقای کروبی حمایت می کنه ولی کارگزاران از آقای موسوی، یا آقای ابطحی از آقای کروبی حمایت می کنه و آقای خاتمی و مشارکتی ها از آقای موسوی؟ منظورم اینه که چهره ها جمع شدن پشت آقای کروبی ولی گروه ها پست آقای موسوی، این چیزی هستش که زیاد جالب نیست به نظر من.
خلاصه این ها به نظر من از دلایل این هستش که زیاد فکر نمی کنم حتی تا روز های پایانی هم جو انتخاباتی حاکم بشه، مثلا خودم تصمیم داشتم کم کم ۱۰ تا مقاله در زمینه انتخابات بنویسم، ولی جلو که رفتیم، دیدم، فقط آقای کروبی پایه این طور نوشته ها هستش.
به انتخابات مربوط می شود :
من کروبی هستم
اگه کروبی رئیس جمهور بشه چی میشه؟
انتخابات و دنیای مجازی
( دیلی یا روزانه )
یک مطلب خوندم به عنوان "
13 تجربه از يك كارمند" واقعا خیلی متاسف شدم وقتی دیدم که برای پیشرفت توی ایران باید این جوری بود. چند تا از این موارد خیلی جالب بود که در ادامه می نویسم.
مثلا "سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد" و یا "با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد" و باز برای نمونه "هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف می شوید".
خدا وکیلی خیلی جالبه، بجای بحث و گفتگو، بجای کار های بزرگ و بجای فعالیت بیشتر، یک کارمند در ایران چه طوری باید فعالیت کنه، برعکس همه دنیا.
اینم برای من خیلی جالب بود "هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد تا ظم شما تشخيص داده شود" و بازم یک شاهکار دیگه "اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد" اینم خنده دار بود "هميشه حرفها مديرتان را تاييد كنيد".
این ۳ تا مورد آخر هم دقیقا برعکس همه دنیاست، میز کار تمیز رو حتی تو فیل های آموزشی هم نمیشه پیدا کرد. همین طور انجام دادن کار اضافه هم تو خیلی از شرکت ها بیشتر از خود کار اصلی مورد توجه قرار میگیره.
( دیلی یا روزانه )
امروز صبح این ایمیل به دست من رسید. بعضی از جملات رو پررنگ کردم و در پایان هم چند سوال از آقای کروبی پرسیدم که امید وارم ایشون جواب بده.
"من مهدی کروبی هستم و دوست دارم حال که نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران شده ام از طریق این رسانه با شخص شما صحبت کنم و نظر شما را درباره کار خودم بدانم . بعید می دانم خبر نامزدی من را نشنیده باشید اما آنچه برای من مهم است، این است که بدانم شهروندان این جهان مجازی درباره مسائل سیاسی چگونه فکر می کنند. و مثلا بیانیه های سه گانه من درباره احیای برنامه ریزی ، طرح سهامی کردن نفت ایران و اعلامیه حقوق شهروندی را خوانده اند یا نه ؟ و اگر خوانده اند به آنها نقدی دارند یا نه؟ من به خوبی می دانم که امروزه ما دو دنیا داریم : دنیای واقعی که نسل من در آن زندگی کرده اند و حداکثر ابزار رسانه ای آن روزنامه و رادیو بود و دنیای مجازی که نسل جدید در آن زندگی می کند و حداقل ابزار رسانه ای آن ماهواره و اینترنت است. انتظار ندارید که من چندان اهل چت و ایمیل باشم اما مطمئن باشید هر کسی بخواهد این روزها نماینده ملتش باشد باید بتواند با زبان آنها حرف بزند و زبان زمان ما اینترنت است. من از طریق سخنرانی در شهرهای مختلف با مردم ایران رو در رو سخن می گویم و نیز از طریق روزنامه اعتماد ملی و به خصوص ستون پیام های مردمی آن به پرسشهای موافقان و مخالفان خود پاسخ می دهم . قصد داشتم با تاسیس تلویزیون ماهواره ای و خصوصی صبا نیز امکان ارتباط گسترده تری با مردم فراهم آورم که مخالفت ها مانع از آن شد . اکنون به عنوان یک شنونده آماده شنیدن و خواندن حرف های شما دراین فضای مجازی هستم که هیچ سانسوری را بر نمی تابد."
برای من که جالب بود، برای شما رو نمی دونم. ولی بد نیست همین اول به آقای کروبی بگیم که بابا، تو این دنیای مجازی به این کار شما می گن، اسپم، شما بطور کاملا مشخص و بصورت عمومی ایمیل ارسل کردید.
ولی خدا وکیلی این کروبی آمده باحالیه ها، تاکید به دنیای مجازی، استفاده از عنوان سانسور، تکیه بر زبان مشترک بین ما یعنی اینترنت و این که شهروندان دنیای مجازی را هم به رسمیت شناخته، خودش خیلی خوبه.
ولی چند پرسش دارم از ایشون و امید وارم که پاسخ بدن.
آقای کروبی،
آیا در صورت روی کار آمدن شما محدودیت سرعت اینترنت در ایران برداشته میشه؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما دیگه شاهد فیلترینگ سایت های ایرانی نخواهیم بود؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما باز هم باید سایت های خودمون رو ثبت و براشون مجوز بگیریم؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما نمایشگاه الکامپ باز هم توسط دولت برگزار میشه؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما باز هم برای دریافت پروانه نشر الکترونیک مشکل خواهیم داشت؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما محدودیت های تاسیس آموزشگاه های آنلاین برداشته میشه؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما قانون تاسیس دانشگاه های مجازی اصلاح میشه؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما سرعت و کیفیت اینترنت در تلفن همراه بالا میره؟
ایا در صورت روی کار آمدن شما اقداماتی برای رفع تحریم های اینترنتی برداشته میشه؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما از موسسات کوچک و نوآور حمایت میشه؟
آیا در صورت روی کار آمدن شما آیین نامه آموزش مجازی به تمام سازمان های دولتی ابلاغ میشه؟
آقای کروبی سوال های من خیلی زیاده، البته آدم زیاده خواهی نیستم به خدا، ولی این چیزا که برای شما نوشتم، مشکلاتی هستش که دارم باهاشون زندگی می کنم. مشکلاتی که شما اصلا نمی بینیدشون، ولی هست، زندگی من رو تحت فشار قرار داده.
تو سوال های بالا به مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اشاره نکردم، نه بخاطر این که از اون دسته مشکلات ندارم، بلکه میدونم رفع این مشکلات کار ۴ سال و ۸ سال نیست. و نمی خوام برای خودم یک ابر پر از عشق و امید بالای سرم درست کنم، که ۴ سال دیگه داد بزنم، که شما هیج کاری نکردید.
( دیلی یا روزانه )
چند روز پیش مطلبی نوشتم با عنوان "
باز هم دانشگاه مجازی و باز هم ..." که در آدرس
+ قابل مشاهده است. امروز که نظرات وبلاگ را چک می کردم دیدم آقای به نام مدرسی برای من کامنت گذاشته و از این نوشته ناراحت شده است. دیدم که بد نیست برای این دوست عزیز در پاسخ این کامنت چند نکته را روشن کنم.
جناب آقای مدرسی، نویسنده محترم وبلاگ autust.blogfa.com
اولا در خصوص این جمله "حتی درج یک مطلب ساده و پیش پا افتاده از یک وبلاگ غیر رسمی هم منوط به کسب اجازه از صاحب منبع و نویسنده آن مطلب است." باید به شما یادآور شوم که، در کجای دنیا برای اینکه من به نوشته شما لینک بدهم و یا آن را مورد نقد قرار دهم باید از شما و یا هر شخص دیگری اجازه بگیرم. شما که دانشجو هستید و دانشجو در ایران مساوی آزادی بیان و فضای باز سیاسی و اجتماعی است، چگونه است که در خصوص نوشته های وبلاگتان، وقتی بازتاب پیدا می کنند، از عنوان غیر رسمی و پیش پا افتاده استفاده می کنید؟
اگر غیر رسمی است، چرا منتشر می کنید؟ و اگر پیش پا افتاده، پس چرا از بازتاب گفته های خود نگران شدید؟ چون صادقانه گفتم مشکل فقط دانشگاه نیست؟ چون صادقانه گفتم که بخشی از اعتراض شما پایه و اساس ندارد و به دلیل عدم شناخت از کلیات آموزش الکترونیکی است؟
در خصوص این جمله که برای من نوشته اید "شما که به تازگی عاشق این سرزمین مجازی شده اید بهتر است از ابتدا خود را مقید به اصول و عرف بدانید." باید بگویم، این دنیای مجازی دنیای بدون مرز است. اگر نمی دانید بدانید که از اصول و قید و بند دنیا است که به این دنیای مجازی پناه آورده ام، و تازه هم عاشق این دنیا نشده ام. اگر شما می گویید که ۱۰ سال است با اینترنت سر و کار دارید نمی دانم در کدام محله و کوچه و پس کوچه آن بودید که تا امروز شما را ندیده ام .
اصول و عرف را شما به من یاد ندهید که نوشته وبلاگ خود را حذف کرده اید، در کجای دنیا و مطابق کدام عرف و اصول وبلاگ نویسی، نوشته ای را پس از انتشار به طور کامل حذف و یا ویرایش می کنند؟؟؟ شما که اصول نمی دانید با من از اصول صحبت نکنید.
در خصوص این جمله "انتظار می رود برای درج این مطلب از صاحب وبلاگ کسب اجازه نمایید یا در اسرع وقت آن را حذف فرمایید." خیلی جالب است، شما دانشجو هستید، کاربر اینترنت هستید و یا دادستان اینترنت؟؟؟ که از من می خواهید نوشته خودم را آن هم در اسرع وقت حذف کنم؟؟؟ پس چه شد آزادی بیان؟ آیا من آزاد نیستم نظرات و عقاید خود را بیان کنم؟ آیا من آزاد نیستم حتی در حمایت از اعتراض شما دانشجویان، فعالیت دانشگاه محل تحصیل شما را نقد کنم؟ شما هم تبدیل شدید به، آزادی برای من و در جهت اهداف من.
در پایان هم نوشته اید "و امیدوارم این کامنت را دوستانه بپذیرید و منافاتی با سلایق شما نداشته باشد تا در نظرات همین پست بماند." شرم بر تو باد و نام دانشجوای که تو یدک می کشی و امروز من را به جرم نوشتن مقاله ام تهدید می کنی. اگر مطلبم را حذف نکنم، خارج از وبلاگ با من چه می کنی. بد نیست به دنیای اطراف خود هم نگاه کنید و احترام نامی را نگه دارید که امروز یدک می کشید. نام دانشجو در جامعه امروز تبدیل شده به نامی مقدس، همه برای دانشجویان احترام قائل هستند. نکند شما هم فقط دانشجو نما هستید؟
برادر مدرسی عزیز، اگر امروز شعار تغییر و برابری و هزار داستان دیگر را سر می دهیم باید خودمان الگو باشیم. با دیدین این چنین رفتاری از شما که خود را دانشجو می دانید، نه تنها مشکلی از امروز جامعه ما رفع نمی شود. بلکه رفع مشکلات و بی فرهنگی ها در آینده نیز بیشتر همانند سرابی است دست نیافتنی.
در این جا، با توجه به تمام اصول اخلاقی، حرفه ای و قانونی از شما در خواست می کنم این نوشته را در وبلاگ خود لینک کنید و برای حذف کردن متن نوشته خود (پس از انتشار) از خوانندگان وبلاگتان عذرخواهی کنید.
( )
داشتم با خودم فکر می کردم که اگه کروبی رئیس جمهور بشه چه اتفال هایی می افته. اول از همه فکر کنم یک ۷ یا ۸ روز رو حسابی به خواب عمیق فرو میره، که کمبود خوابش را در زمان رای گیری و شمارش آرا جبران کنه.
بعد کرباسپی به عنوان معاون کروبی احتمال در تمام کشور پل و اتوبان می سازه. هر جا که تیکه زمینی پیدا کنه تبدیلش می کنه به پارک. بعد همه چیز رو زنجیره ای می کنه، از فروشگاه های مختلف گرفته تا پارک های زنجیره ای، کتابخونه های زنجیره ای و خلاصه، همه چیز رو مدرن می کنه. وسط رودخونه فواره می زاره، باغ وحش را میاره وسط شهر، برج میسازه، تا دلت بخواد، و خلاصه کل ایران رو تبدیل می کنه به نیویورک. سابقه هم داره، هم در اصفهان، هم در تهران.
یکی دیگه از اتفاق هایی که بعد از پیروزی کروبی و انتخاب ایشون به ریاست جمهوری شاهدشیم، بالا رفتن بازدید وبلاگ آقای ابطحی خواهد بود. البته وضعیت اینترنت و سرویس دهی موبایل هم خیلی بهتر میشه، چون احتمالا آقای ابطحی به عنوان نماینده ویژه در امور این چنینی معرفی می شوند و حتی برای رفع مشکل موبایل و اینترنت خودشونم که شده، سریع محدودیت سرعت اینترنت رو بر می دارند. خدا وکیلی درست نیست آقای ابطحی برای آپدیت کردن یک مطلب تو وب نوشته ها با اینترنت ۱۲۸ کیلویی تو خونه ۴ ساعت وقت صرف کنه. بابا مشاور رئیس جمهور باید سریع آپدیت کنه و بره سراغ کاره بعدی، غیر قانونی هم که نمی تونه شخصی برای خودش تو خونه اینترنت ۵۱۲ بگیره، پس حتما یک فکر اساسی می کنه.
البته چند تا اتفاق دیگه هم افته که این جا نمی نویسم که همه دستم رو نشه، در آینده و بعد از انتخاب شدن ایشون، حتما به طور کامل دیگر اتفاق هایی رو که شاهدش خواهیم بود می نویسم.
به زودی منتشر می شود "وقتی موسوی رئیس جمهور می شود"
در آینده منتشر می شود "وقتی احمدی نژاد رئیس جمهور می شود"
( آموزش الکترونیکی )
عماد قائنی در وبلاگ خودش با عنوان
اعتراض دانشجویان دانشگاه مجازی امیرکبیر مطلبی نوشته، که لینک اصلی مطلب با عنوان "
لیست بیشترین مشکلات آموزش مجازی" هم در اینجا قابل مشاهده است.
دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، ۱۲ تا مشکل رو مطرح کردند که در خصوص استفاده از سیستم های الکترونیکی دانشگاه دارند، به نظر من مشکل این دانشجویان فقط و فقط یک چیز هستش، نگاه فقط و فقط تکنولوژیک به آموزش الکترونیکی.
۱. در مورد حذف پایان نامه : ۲ تا نکته وجود داره، اول به گفته مسئولین خود وزارت علوم بیشتر پایان نامه کپی شده هستند. با این دید واقعا وجود پایان نامه هایی که اساس تحقیق ندارند اصلا حتی در سیستم حضوری هم معنی نداره. ولی وقتی ما از سیستم آنلاین صحبت می کنیم، نباید فراموش کنیم که پایه و اساس اصلی این دوره ها دانشجو محوری و توسعه تحقیق و مطالعه هستش، پس حذف پایان نامه نه تنها کمک نمی کنه بلکه در سیستم های آنلاین باید در اتمام هر ترم دانشجور را وادار کرد که به تحقیق بپردازه.
۲. LMS که دیگه در ایران برای خودش داستانی شده بی پایان. در مورد این موضوع و مشکلات مربوطه از عماد قائنی و شرکت رایا زیتون کمک بگیرید. البته شرکت مسیر هم خوبه.
3. در مورد هزینه ها به نظر من هزینه دوره های آنلاین باید کم کم 40% از سیستم های حضوری کمتر باشه. حالا چرا این دوستان 2 برابر دانشگاه های خارجی در ایران هزینه می کنند رو من نمی دونم. به نظر من مشکل از دانشگاه نیست، مشکل افرادی هستند که برای گرفتن یه مدرک این هزینه سنگین رو پرداخت می کنند. تا زمانی که مشتری برای این قیمت ها باشه، و رقابت هم میان دانشگاه ها وجود نداشته باشه، خوب، طبیعی هستش که دانشگاه هم هر چقدر که دلش بخواد از مردم پول بگیره.
4. این جمله رو توجه کنید "چرا دانشجویان مجازی نباید به اندازه استاندارد هفته ای 4 ساعت (2جلسه) از استاد استفاده کنند" شما یی که اومدی داری آنلاین درس می خونی، اول از همه باید بدونی که اصلا سیستم آموزش آنلاین با حضوری فرق می کنه. اول هم گفتم که سیستم آنلاین باید به شکلی طراحی بشه که استاد محور نباشه، یعنی استاد نباید درس بده، درس ها باید موجود باشند و اساتید همه به عنوان دستیار، استاد مشاور در سیستم به شما کمک کنند. تا زمانی که دیدگاه به آموزش الکترونیکی (یادگیری الکترونیکی) همون دیدگاه مکتب خونه باشه، همین وضعیت خواهد بود. حالا چه 4 ساعت استاد بصورت آنلاین به شما درس بده، چه 30 دقیقه. استاد را باید به عنوان محور اصلی آموزش از سیستم های الکترونیکی حذف کرد.
5. جالب که خیلی از موارد مثل "نباید وسط کلاس دیسکانکت شویم" و یا "نباید آرشیو کلاسها فقط صوتی باشد" و باز مثلا "مباحث درس اساتید از قبل آماده ارائه نشده است" همه و همه نشون دهنده این موضوع هستش که در این دانشگاه اصلا بحث آموزش الکترونیکی (یادگیری الکترونیکی) اتفاق نیفتاده. فقط و فقط اومدن برای دانشجویان کلاس ها رو از طریق اینترنت برگزار می کنند. بابا آموزش الکترونیکی که فقط شرکت در کلاس ها آنلاین (هم زمان) و ارتباط صوتی و تصویری میان شاگرد و استاد نیست.
6. این تیکه رو هم کامل بخونید "آیا می دانید که اگر ساعت کلاس حضوری 1.5 ساعت باشد همه اش وقت مفید است برای ارائه درس و یادگیری ولی در کلاس مجازی سرور دیسکانکت میشود – صدا قطع میشود – آپلود فایل زمان میبرد و پرسیدن وجواب دادن هر سئوال یک پروسه طولانی خواهد داشت که مجموعا وقت تلف شده زیادی خواهیم داشت و اگر ساعتهای کلاس آنلاین 2 ساعت کامل باشد میشود به اندازه 1.5 ساعت استفاده مفید نمود" باز هم مشکل اینه که نه دانشجو و نه سیستم و نه استاد، اصلا متوجه نیستند که در این میان داره eLearning اتفاق می افته، من بار ها و بارها به همه گفتم، با توجه به ساختار مخابراتی ایران، اصلا نباید در سیستم آموزش الکترونیکی وارد بحث صدا و تصویر شد. حتی خارجی ها هم که از لحاظ اینترنت و سرعت دسترسی به اون مشکلی ندارند اصلا اینقدر که ما به دنبال استفاده از کلاس آنلاین و گفتگوی زنده با استاد هستیم نیستند. من شخصا 50 تا کالج آنلاین رو می شناسم که زبان انگلیسی بصورت آنلاین درس می دن ولی فقط 2یا 3تا از این کالج ها اساس و پایه آموزش خودشون رو بر اساس کلاس ها و گفتگوی های آنلاین و هم زمان بنا کردند.
7. اینم آخرین مطلب که باز هم ثابت کنم مشکل اصلی از دید اشتباه به آموزش الکترونیکی (یادگیری الکترونیکی) هستش "آیا میدانید با برگزاری کلاسها در وقت اداری چه مشکلاتی برای شاغلین پیش آمده است یا عملا فقط سرکلاس حضور میزنند و نمیتوانند بطور 100 درصد به درس گوش بدهند"
تمام مشکلات این دانشجویان این هستش که تبلیغات بدون محدودیت زمانی و مکانی ، کاهش هزینه و هزار تا نکته مثبت دیگه رو در خصوص آموزش الکترونیکی شنیدند، ولی وقتی وارد سیستم در یکی از دانشگاه های ایران شدند، با سیستمی مواجه شدند که من اسم اون رو "سیستم سنتی ی اینترنتی" می زارم.
آموزش الکترونیکی اصولی داره، که خارج از اون اصول نمیشه آموزش الکترونیکی رو اجرا کرد. و مهم تر از همه فرهنگ سازی و آموزش فرهنگ یادگیری الکترونیکی هست که اهمیت داره. هم برای آموزش گیرنده و هم برای آموزش دهنده.
( دیلی یا روزانه )
آداد و رسوم ایران باستان، آن قدر پویا و تکامل یافته بوده و خواهد بود، که در تمام زمینه ها، حتی تکنولوژی هم می شود از آنها اتفاده کرد. مثلا همین زردی من از تو، سرخی تو از من، که چند سالی است دیگر در چهارشنبه سوری زیاد استفاده نمی شود.
یک مطلبی دیدم با عنوان کند شدن دسترسی به اینترنت تا سال آینده. واقعا این کارشناس های خارجی چه فکر هایی میکن. مثلا فکر می کن که سال ۲۰۱۲ چه اتفاقی خواهد افتاد، بابا الان ۲۰۰۹ هستیم، ما همین امروز هم سرعت اینترنت در حد Dialup داریم. البته برای این کارشناس خارجی واژه استفاده از اینترنت Dialup، مثل شنیدند سوار شدن در اتوبوس دو طبقه در تهران است.
من که تصمیم گرفتم برای این کارشناس یک ایمیل ارسال کنم و در اون بنویسم "کندی من از تو، کندی تو از من".
توضیح : "زردی من از تو، سرخی تو از من" یعنی اون زردی که در انسان وجود داره و نشانه مریضی است به آتش داده می شود و آن سرخی که در آتش وجود دارد و نشانه روشن بودن و نور است از آتش گرفته شود.
( دیلی یا روزانه )
نیما اکبرپور مطلبی نوشته با عنوان
ایدههایی ایرانی برای جذب کاربران جهانی اینترنت، فکر کردم در این خصوص چند نکته رو توضیح بدم. شاید برای کسی که زیاد درگیر ماجرا نباشه، خوندن این مطلب این تصور را ایجاد کنه که ایرانی ها بطور کل تنبل هستند. به ویژه اونجا که نیما میگه "
یه سؤال اساسی توی ذهنم شکل گرفته. اونم اینه که چرا هیچ کدوم این ایدهها از داخل ایران به بیرون تراوش نمیکنه". البته نیما خودش در ایران بوده، و در ادامه مطلب هم اشاره کرده که در ایران پروسه شکل گیری یک ایده پیچیده هستش.
ولی اونجا که نیما میگه سایت های ایرانی نیستند که جهانی بشند، باید یاد آوری کنم دیگه بزرگ تر از ebay و یا Digg اگر بخوایم داشته باشیم خیلی کاره سختیه و البته رویایی هم هستش. داشتن 2 تا سایت با مدیر ایرانی، در میان بزرگترین سایت های دنیا کمه؟ نه واقعا برای ایرانی که خیلی با تکنولوژی فاصله داره، به نظر من عدد خوبی هم هست. البته اگه نگیم همین هم از سرمون زیاده.
ولی خوب، همین 2 تا سایت هم درسته مدیرانشون ایرانی بودند، ولی از ایران شروع نکردن، پس اینجا نتیجه می گیریم که مشکل از ایرانی ها نیست، مشکل مکانی هستش که ایده در اون مطرح میشه.
اینجا 2 تا نکته وجود داره، یکی ایده و پردازش و دیگری تولید و توسعه. هر کدوم هم شرایط خاص خودشونو دارن. برای ایده و پردازش ایده، نیاز به یک امنیت اجتماعی و امنیت کاری هستش، که صاحب ایده بتونه در این امنیت و شرایط خوب زندگی، وقت آزاد رو برای فکر کردن و خیال پردازی داشته باشه، و بعد بتونه ایده خودش را با سرمایه گزار های مختلف مطرح کنه، اینجاست که بحث شیرین حقوق مالکیت فکری هم مطرح میشه، (دو هفته پیش من و پویا و محمد رضا در همین خصوص کلی داشتیم دعوا می کردیم) .
در کل نتیجه گیری می کنم که این مورد عملا در ایران اتفاق نمی افته، چون واقعا این شرایط برای کسی که بخواد فکر کنه و روی یک ایده کار کنه وجود نداره، برای کسی هم که شرایط امنیت کاری و امنیت اجتماعی وجود داشته باشه، اصلا به نظر من در مورد این چیزها فکر نمی کنه.
نکته بعدی، مربوط میشه به تولید و توسعه، باز تو ایران به دلیل مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی بین المللی، شما نمی تونین توسعه دهنده یک کار بین المللی باشین. قوانین مالی بین المللی ندارین، نمی تونین از اقتصاد جهانی برای توسعه کارتون استفاده کنین. سرمایه گزار های ایران اصلا تمایلی به سرمایه گزاری روی وب ندارند، قوانین برای شما مشکل درست می کنه، و خلاصه اگه حتی خانوادگی هم پولدار باشید، بازم در زمان اجرا اون ایده با مشکل مواجه میشین.
در آخر هم مهم ترین مسئله اینه که، دروغ چرا به سرویس های ایرانی نمیشه اعتماد کرد. به هزار تا دلیل اقتصادی و قانونی، کم نیستند سرویس های خوبی که میان بالا و بعد از ۴ ماه هزینه هاست رو نمی تونن تامین کنند و بعد ... سایت، خداحافظ. یا با یک مشکل خیلی ساده و کوچیک سایت، فیلتر، خداحافظ. حالا اگه که قصد هم داشته باشی با هزینه دو برابر سرور رو در ایران نگه داری که، کافیه حتی اشتباهی قاضی دستور بده به دیتا سنتر، و بعد مثلا ، کل سرور مبارک رو ضمیمیه پرونده بکنند. واقعا باید به این ها هم فکر کرد.
مثلا سایت rateyourmusic.com که نیما معرفی کرده تو ایران فیلتر شده، یا سایت danceage.com هم ایرانی بود، ولی الان دیگه خبری ازش نیست. این سایت هم رتبه خیلی خوبی تو زمان شکوفایی خودش در میان سایت های موسیقی داشت. یکبار که رتبه این سایت رو چک کردن فکر می کنم 90 درصد کاربراش خارجی بودند.
زیاد سرتون رو درد نیارم، بابا پرورش ایده تو ایران، یک رویا بیش نیست. همین سایت هایی که تو ایران دارن امروز کار می کنند، واقعا خون و دل خوردن. من خودم یک ایده داشتم برای یک سایت آموزشی، تو ایران 2 ریال هم کسی بابت پول خرج نکرد، ولی تو آلمان به من پیشنهاد دادن که برای توسعه و اجرای نسخه آلمانیش، البته اگه خودم هم برم آلمان تا مبلغ 250 هزار یورو در اول کار به من بانک ها شون کمک می کنند.
حالا به نظر شما، من اینجا اصلا پرورش ایدم میگیره؟؟؟ !!!
( دیلی یا روزانه )
در حدود ۲ ماه پیش بود که فیس بوک تغییراتی در بخش Pages ایجاد کرد و این تغییرات باعث شد که در مدت زمانی کوتاه Page ها علاقه مندان زیادی پیدا کنند.
یکی از مواردی که این صفحات می تونن برای ما مفید باشند، ایجاد صفحه برای سایت ها و یا وبلاگ های ماست. من در ۲ هفته گذشته ۳ تا صفحه ایجاد کردم، یکی برای OLC دیگری برای سایت صلح و دوستی و یکی هم برای وبنا.
اینکه هر کسی که از سایت های ما استفاده می کنه، میتونه بیاد داخل این صفحه ها عضو بشه و نظرات خودش را برای ما بنویسه و با دیگران تبادل نظر کنه خیلی خوبه، من حتی یک سری بخش ها رو هم از سایت OLC بصورت کامل انتقال دادم به فیس بوک. مثلا دیگه در سایت OLC بخش گالری عکس ندارم و این بخش بطور کلی از صفحه درباره ما به گالری عکس OLC در فیس بوک لینک داده شده.
طی چند روز گذشته دیدم سایت های دیگه هم به فیس بوک روی آوردن و برای خودشون صفحه درست کردن. خیلی خوشحال شدم. دلیل اصلی خوشحالیم اینه که این حرکت داره نشون میده که مفهوم واقعی وب 2 رو داریم درک می کنیم و همچنین کم کم داریم با کاربرد شبکه های اجتماعی اشنا می شیم.
اینکه ما داریم سرمون رو از توی خونه های خودمون (سایت های خودمون) در میاریم و با دیگر همسایه ها (سایت های دیگر) ارتباط برقرار میکنیم خیلی امید بخشه. این ارتباط ها به ما کمک میکنه که بخشی از مشکلات و سختی های کار کم بشه و وقت خودمون رو بتونیم بهتر و درست تر استفاده کنیم.
البته فراموش نکنید که همین موضوع در خصوص سایت های مانند تویتر، وی ویو و یا فرندفید هم وجود داره و ما می تونیم از خیلی از امکانات این سایت های برای بهتر کردن و کامل کردن سرویس های خودمون استفاده کنیم.
یکی از دلایل نیاز به این گونه سایت ها و استفاده درست از این ابزار ها رو، چند ماه پیش در زمانی که برای سایت بالاترین مشکلی پیش اومده بود دیدیم. همه ما شاهد بودیم که تیم بالاترین با استفاده ی درست از توییتر، چقدر خوب و زیبا اطلاع رسانی کردند. (بالاترین در تویتر)
پس همین الآن دست به کار بشین و سرتون رو از خونه خودتون کمی ببرین بیرون
( دیلی یا روزانه )
این داور ها هم لوس میکنن خودشونو ها، من تو ۲ روز ۹۷۵ تا سایت رو دیدم، نق هم نزدم و از بین این ۹۷۵ تا سایت ، الکی ها رو حذف کردم، بعد ۱۳۸ تا رو لیست کردم تو ۱۷ گروه فرستادم برای داور ها. حالا از شنبه تا حالا همش میگن سخت بود، سخت بود. کجاش سخته بابا.
دیروز یک پسر گل به نام شایان، که خیلی ها شاید بشناسنش، شایان نوبارانی (www.shayan.ws) بک آتیش انداخت به جون من که فعالیت خودم را برای گرفتن اسپانسر برای وبنا چند برابر کنم، منم از دیروز دست به کار شدم، تا ببیینیم که چطور میشه.