تبليغاتX
وبلاگ رسمی سایت آموزش زبان انگلیسی OLC

وبلاگ رسمی سایت آموزش زبان انگلیسی OLC

نسخه خودمانی اخبار سایت او ال سی

چگونه یک هاست بخریم

( دیلی یا روزانه )
امروز دیدم جادی یک مطلب نوشته با عنوان چگونه یک هاست بخریم، برام خیلی جالب بود و به شما پیشنهاد می کنم این مطلب را قبل از خرید هاست حتما بخونید. البته من چند تا نکته به فکرم رسید که به نوشته های جادی اضافه کنم.

در مورد Bandwidth  جادی خیلی خوب توضیح داده ولی یک مورد را باید توجه کنید و به شرکتی که هاست را در اختیار شما قرار داده تاکید کنید که در صورتی که Bandwidth شما به اتمام رسید در هیچ صورت پیام Bandwidth limited در سایت شما نمایش داده نشود. بلکه قبل از بسته شدن سایت با شما تماس بگیرند تا Bandwidth بیشتری خریداری کنید.
قطع بودن سایت حتی برای چند ساعت و یا یک روز اصلا درست نیست.

در مورد support باید بگم تنها چیزی که برای انتخاب هاست باید پرس و جو کنید، وجود پشتیبانی است. یک پشتیبانی 24 ساعته واقعی، یا با تلفن ثابت در 24 ساعت، یا یاهو مسنجر و یا تلفن همراه خیلی اعمیت داره، به نظر من اگه پشتیبانی 24 ساعته واقعی توسط شرکت که انتخاب کردید ارائه نمی شود حتی به نصف قیمت هم از آن شرکت خرید نکنید.
پشتیبانی در روزهای تعطیل و عید نوروز هم اهمیت خیلی زیادی داره.

در مورد Dedicated IP من پیشنهاد می کنم هم برای دامنه و هم برای میل سرور 2 تا IP اختصاصی جدا بگیرید، مخصوصا وقتی که زیاد خبرنامه ارسال می کنید. IP اختصاصی برای سایت هم در زمینه موتور جستجو به شما کمک می کنه و هم وقتی که DNS یا شبکه مشکل داشته باشه، به شما این امکان را می دهد که بدون نیاز به آدرس سایت Domain وارد سایت شوید.
این امکان چند دفته به من خیلی کمک کرده

Backup هم از دیگر مواردی است که اصلا در ایران توجه نمی کنیم. من چند دفعه به دلیل عدم توجه به Backup  بیچاره شدم، گرفتن Backup  از FTP یعنی فایل های HTML و ASP یا PHP خیلی اهمیت داره، البته گرفتن Backup  های روزانه و حتی 2 یا 3 بار در روز از بانک ها اطلاعاتی هم نباید فراموش کنیم.
برای این گونه سرویس ها مجبور خواهید بود یک مقدار پول بیشتر خرج کنید ولی ارزش پول اضافه را دارد.

بعد از خرید هاست اولین کاری که می کنید این باشه که به شرکت بگید آنتي اسپم را از روی سرور قطع کنه، آنتي اسپم خیلی مفید هستش ولی چون شرکت ها این تنظیمات را بصورت عمومی انجام می دهند احتمال حذف ایمیل های ضروری هم وجود داره

البته موارد دیگری هم هست که اهمیت داره، ولی این ها از همه مهم تر بودند به نظر من.

نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 22:55  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


دعوا های اینترنتی

( )
یک آقای به اسم مهران ... که یک سایت داره و بیشتر تو زمینه پذیرش دانشجو برای کانادا فعالیت می کنه، چند روزی که شدیدا داره اعصاب منو خورد کرده، من حدود ۴ ماه پیش چون تو سایتش نوشته بود اولین سایت آموزش زبان انگلیسی در ایران، آی دی مسنجر ایشون را به لیست خودم اضافه کردم و بهش پیام دادم که به دروغ از این عنوان برای جذب مشتری استفاده نکنه، بعد برای من نوشت که اگه من سایت دیگری برای آموزش زبان می شناسم بهش معرفی کنم.

یعنی کلا این آقا، منکر وجود ۵ ،۶ تا سایت آموزشی در ایران شد، یعنی به زبان ساده یک چیزی هم بدهکار شدیم.

خلاصه، شروع کرد به زنگ و اس ام اس فرستادن که شما در سایت من جاسوسی می کنید. و یا چرا در سایت من عضو شدید و سایت من رو بصورت روزانه چک می کنید. من بررسی کردم از طرف شما سایت من را کنترل می کنند و کلی حرف های خنده دار دیگه مثلا گفت "برای سایت من چرا پیام ارسال می کنید؟ "

حالا منظور این آقا چیه؟ من آی دی یاهو رو که اضافه کردم، خوب برای همه send to all ارسال می کنم، این آقا اومده میگه شما برای سایت من پیام ارسال می کنید. از همه جالب تر اینکه دعوا از کجا شروع شد، یک روز صبح این آقا جلوی آی دی خودش نوشته بود are you ready for the futur منم زدم YES I am ، به خدا اصلا هم یادم نبود کی هستش، بعد شروع کرد داد و بیداد، که شما چرا برای من زدین yes i am شما چرا سایت من رو مونیتور می کنید.

این بی سوادی نیست؟ این بی فرهنگی نیست؟ البته منظور من فرهنگ مجازی است، حالا شما فکر کنید یک آقایی میاد و با یک همچین سطح فرهنگی، سایت راه اندازی می کنه، استاد دانشگاه هم است، از استاد های مطرح هم می تونه باشه، این طوری که خودش به من گفت "تو بچه نمی دونی من کیم" منم گفتم بچه خودتی.

اون از دعوای دیروز، اینم از این یکی دعوای جدید، من به خدا آدم اهل دعوا نیستم. ولی آخه چرا باید سکوت کنم در مقابل بی فرهنگی دیگران. از جوابیه ای که برای ایشون ارسال کردم و بخشی از متن شکایت من برای استفاده تجاری از عنوان اولین سایت آموزش زبان انگلیسی در ایران چند تا تیکه را انتخاب کردم که اگه دوست دارید بخونید.

"در خصوص استفاده تجاری از عنوان اولين سايت آموزش مجازي، کماکان درخواست پاسخگویی شما را که چرا و به چه دلیل از چنین عنوانی برای تبلیغ کار خود استفاده می کنید اصرار دارم. 
اهمیت دادن به سطح فهم و درک مخاطب و تبلیغات درست یکی از اصلی ترین شرایط یک بازار سالم، همراه با رقابتی سالم است، به نظر من استفاده تبلیغاتی از اولین بودن در شرایطی که این موضوع حقیقت نداشته باشد، اصلا درست نیست، و فضای تجارت الکترونیکی ایران را که بسیار سالم تر از فضای تجارت سنتی است را آلوده خواهد کرد. "

و یا مثلا این از همه خنده دار تره:
"استدلال شما برای استفاده از این عنوان و تکیه بر این مورد که شما دامنه .ir سایت خود را  قبل از دامنه olc.ir ثبت کرده اید ، غیر کارشناسی و غیر قابل استناد می باشد.
این موضوع در صورتی که حتی درست هم باشد به این معنا نیست که شما اولین سایت آموزشی هستید، چون دامنه سایت می تواند تغییر کند و یا شما می توانید برای ورود به سایت خود از چندین دامنه استفاده کنید.
استدلال شما تکیه برنام دامنه است نه محتوای ارائه شده در سایت.
امکان دارد فردی امروز یک دامنه ثبت کند و 4 سال دیگر سایتی در آن دامنه راه اندازی کند. دلیل نمی شود که آن سایت در زمان راه اندازی 4 سال قدمت و سابقه داشته باشد."

این سوال را هم از این آقا پرسیدم و دوست دارم که شما هم به این سوال جواب بدین
"دلیل این نکته هم هنوز برای من روشن نیست چرا همه به دنبال اولین بودن هستند؟ مگر امکان ندارد دومی یا سومی ها، سرویس های بهتری ارائه دهند؟ در تجارت بین المللی کم نیستند شرکت های جدیدی که با تکیه بر دانش جدید و روش های برتز ، از قدیمی ها سبقت گرفته اند.
این که چرا در ایران هم به دنبال استفاده تجاری از اولین بودند هستند برای من بسیار عجیب است؟ "

نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 13:43  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


انسان ها با ارتباط با یکدیگر زنده اند

( دیلی یا روزانه )

برای افرادی که کارشون آنلاین هستش، دسترسی به اینترنت خیلی اهمیت داره، و زمانی که به اینترنت دسترسی نداشته باشند و مشکلی مرتبط با سایت و اینترنت پیش بیاد، خیلی شرایط سختی همراه با نگرانی پیدا می کنند.

امروز یکی از دوستای خوب من آقا سیاوش مثل خیلی وقت ها که من خودم را برای پیدا کردن یک نفر که بتونه در زمانی که من به اینترنت دسترسی ندارم، مشکل من را حل کنه، به این ور و اون ور می کوبم، دنبال یک نفر می گشت که با کار با سرور لینوکس آشنایی داشته باشه.

من هم طبق معمول اول از همه به سراغ دوستای توی یاهو مسنجر رفتم، به چند نفر پیام دادم، آقا مجتبی گل قبل از همه از روی استاتوس با من تماس گرفت و مثل همیشه مهربان گفت مشکل داری ؟؟؟ منم ماجرا را شرح دادم.

نیاز ما این بود که کسی که لینوکس وارده با یک آقای توی کشور آمریکا تماس بگیره و کمکش کنه، مشکل خیلی سریع، حتی بدون کمک آقا مجتبی حل شد، اما من از چی ناراحت شدم. از این ایرانی بازی های خیلی زشت، که متاسفانه خیلی از ما ها داریم.

من یاهو ای این دوست خارجی را به ۲ نفری که می تونستن کمک کنند دادم، در خواست کردم که لطفا به این آقا پیغام بدین و کمکش کنین، قبل از مجتبی، کسی که بیشتر از خیلی ها ادعاش میشه تو لینوکس وارده رو من ازش کمک خواسته بودم، اول بهش گفتم میشه برای گرفتن آی دی این آقای خارجی به دوست من زنگ بزنین، به همین زشت به من گفت؟ من زنگ بزنم بگین به من پیام بده حالا انگار کیه؟ نویسنده لینوکسه، گفتم دوست من در شرایطی هستش که به اینترنت دسترسی نداره، خودم زنگ زدم و آی دی این آقا خارجی را گرفتم، برای این آقای پر ادعا نوشتم و خیلی دوستانه خواهش کردم که بهش پیام بدین لطفا، گفت باشه و رفت.

بعد از چند دقیقه من به این آقای زشت و پر ادعا گفتم شما تماس گرفتین، به من گفت: من باید پیام می دادم؟؟؟ من گفتم من که برای شما نوشتم آی دی ایشون را، حالا به خدا من خیلی با ادب برخورد کردم.

گفت خوبه ایشون مشکل داره، من که برای مشکل دیگران نباید پیام بدم. من زدم اون کانال، بدم زدم، هر چی بلد بودم گفتم، گفتم انسانیت و شرافت خیلی خوبه، من از شما کمک خواستم، یک روز هم شما دچار مشکل می شید و یکی همین برخود را با شما می کنه. و تو دلم گفتم انشالا تصادف کنی و بمیری که فقط کد و درس خوندی، انسانیت و شرافت و معرفت و رفاقت را حتی از .. هم کمتر بلدی.

فراموش نکنیم، آدم ها برای کمک به هم زندن
 آدم ها با انسان بودن و دست هم رو گرفتن زندن
فراموش نکنیم، تکبر تنها چیزی هستش که آدم را مثل شیشه شکننده می کنه
آدم ها با معرفت و فداکاری زندن

نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:52  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


استفاده از فرندفید برای آموزش الکترونیکی

( آموزش الکترونیکی )

وقتی آدم مشغول به کاری خاصی باشه، تمام رویداد های کنار خودش را با توجه به شرایط کاری و زندگی خودش سنجش می کنه، چند روزی است که در فرندفید فعال شدم، و به کاربرد های آموزش آن برای یادگیری زبان انگلیسی توجه کردم.

همین کامنت نوشتن های خیلی ساده به ما کمک می کنه که در مورد هر مطلبی نظر بدیم و کم کم یاد بگیریم چطور در مدت زمانی کوتاه و در چند کلمه نظر خودمان را بیان کنیم.

البته روم های فرندفید در زمینه زبان انگلیسی زیاد فعال نیستند ولی برای مثال شما کافی است در چند روم خبری عضو بشید و کم کم چند تا دوست پیدا کنید و برای تمام مطلبی که منتشر می شود نظر خود را بنویسید.

به نظر خیلی ساده میاد ولی می تونه خیلی مفید باشه، من یک روم درست کردم برای آموزش زبان انگلیسی و دارم سعی می کنم که یک سری مطالب آموزش هم در ان ارسال کنم. شما هم می تونید در ارسال مطالب کمک کنید و برای نوشته ها به زبان انگلیسی کانت بنویسید و سعی کنیم که در یک محیط انگلیسی تمام حرف و درد دل ها مون را به زبان انگلیسی بیان کنیم.

البته روم های دیگری هم هست مثل languages و clever-language که زیاد فعال نیستند.

البته کاربرد فرندفید در دیگر آموزش ها هم نباید فراموش بشه و اینطور تصور بشه که فقط برای آموزش زبان انگلیسی می تونه مفید باشه، آموزش الکترونیک یعنی همین، استفاده از تمام ابزار ها برای پیاده سازی آموزش برای همه و در هر زمان و ...

نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:52  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


ناامیدی اینترنتی

( دیلی یا روزانه )
تا حالا در زندگی ناامید شدید؟ مثلا وقتی دچار شکست عاطفی می شیم، معمولا بعدش یک مدت از زندگی ناامید هستیم، و بعد دوباره با پیدا شدن یک عشق جدید، همه چیز فراموش می شه و دوباره این نشاط و شادابی است که به زندگی ما بر می گرده.

حدودا ۲ سال پیش بود، عاشق سایت دو در دو شدم و بعد از یک مدت کوتاه بالاترین هم به جمع عشث ها اضافه شد. روزی ۱ ساعت با دودردو بودم و روز دو ساعت با بالاترین، تا اینکه این عشق ها، کم کم فروکش کردند و سرد شدند و خاموش شدند و از بین رفتند.

سال پیش بود که عاشق گوگل ریدر شدم، اول ها روزی ۳ بار، ۴ بار و بعضی روز ها ۱۰ بار با گوگل ریدر گشت گزار می کردیم. ولی از روزی که این اشتراک به گوگل اضافه شده و کم کم همه گیر شد، رابطه ی ما خیلی خراب شد. عشق که اشتراکی نمی شه به خدا، آدم شلوار را می تونه اشتراکی بپوشه ولی گوگل ریدر، خروجی و خوراک و فید را که دیگه نمی تونه اشتراکی استفاده کنه، حداقل در فرهنگ ما هنوز جایی برای این جور بی بند و باری ها نیست.

توی هفته پیش رفتم تو کار تویتر و فرندفید، دیدم این ها هم خوشکل هستند و از دور داد می زنند که بدو بیا سراع ما، اما وقتی که میای یک رابطه عاطفی و سالم را بر قرار کنی باهاشون، سریع شروع میشه، ماشالا دهان ها هم همه باز، تا توی تویتر یک مطلب می نویسی بعد از یک ثانیه فرندفید با خبر میشه، اخه این شد عشق ؟ شد معرفت؟ اون قدیم ها، یک مطلب توی وبلاگ گروهی ۲ در ۲ می نوشتیم محال بود جای دیگه و به کس دیگه ای بگه.

خلاصه این عشق های امروزی و عشق های اینترنتی ما، روز به روز دارن خراب تر می شوند و حال ما نیز روز به روز خراب تر و ... ای روز گار

عشق هم عشق به سایت های قدیمی و همون وب ۰ خودمان که مال زمان دایناسور ها بود. وب ۱ و وب ۲ پیش کیش، خدا به داد وب ۳ برسه که احتمالا مطلب را هنوز تایپ نکرده، دست ما رو می خونه و منتشر می کنه.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:25  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


برای حسین درخشان

( )

در دفاع از حسین درخشان نوشتن برای برخی از وبلاگ نویسان شاید از روی میل و علاقه نباشد. ام بطور کلی وقتی فردی نیاز به کمک داشته باشد این وظیفه تمام افراد جامعه است که در حد توان به وی کمک کنند.

در خصوص ماجرا حسین درخشان و شایعه دستگیری وی در ایران، که همراه است با سکوت کامل خانواده وی و حتی عدم معرفی یک وکیل برای پیگیری وضعیت وی در طول این مدت، برای من جای تعجب دارد.

از صمیم قلب دوست دارم که حسین درخشان دستگیر نشده باشد، نمی دانم بگویم خوشبختانه یا متاسفانه از روز اول که این شایعه مطرح شد من شخصا این نظر را داشتم که الآن حسین در گوشه ای نشسته و دارد زندگی خود را می کند و از پخش این شایعه لذت می برد. به ۲ دلیل، اول اینکه انسان اتفاق های بد را نمی پذیرد و دوست دارد خلاف آن را تصور کند، و دوم اینکه حس درونی من به همراه سکوت خانواده حسین درخشان این شک را در من تقویت کرده است.

به وبلاگستان هم پیشنهاد می کنم کاسه داغ تر از آش حسین نشوند، اگر خودش، خانواده اش و یا شاید وکیلش نیازی به همراهی جامعه ندارند، دلیلی ندارد که ما خودمان را به در و دیوار بزنیم.

در کل، عدم معرفی وکیل و سکوت خانواده ایشان، در صورت حقیقت داشتن دستگیری حسین درخشان اشتباهی بزرگی و فراموش نشدنی خواهد بود و کمکی به حسین درخشان در بند نمی کند. اما در آن سوی دیگر متاسفانه تصور من چیز دیگری است، نمی دانم آرزو کنم این یک شوخی از طرف حسین درخشان باشد و ایشان دستگیر نشده باشند و یا اینکه ... نمی دانم.

اگر این شایعه سازی و این حرکت روزی مشخص شود که به دست همین حسین درخشان نوشته شده است، نمی دانم به این بشر، دیگر چه باید گفت. وای به حالت حسین خان اگر با احساسات مردم بازی کرده باشی.

نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 21:12  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


پیش نیاز های دولت الکترونیک کدامند

( دیلی یا روزانه )
امروز مطلبی خواندم از یک روزنامه در مورد دولت الکترونیک که برای من خیلی جالب بود، در این مقاله اشاره شده بود به پیش نیاز های اجرای دولت الکترونیک، و گفته شده بود که پیش نیاز دولت الکترونیک استاندارد سازی برنامه ها و یکپارچگی آن ها با یکدیگر است.

در اینکه سیستم کاملا استاندارد و یک پارچه در سازمان می تواند بسیار اهمیت داشته باشد شکی نیست. اما پیش نیاز برای اجرای یک سیستم الکترونیکی نمی تواند باشد. برای مثال از یک شرکت کوچک شروع می کم و توسعه شبکه داخلی و الکترونیکی شدن آن را به اختصار توضیح می دهم تا دوستانی که فکر می کنم دولت الکترونیک و یا هر چیز الکترونیکی دیگری مانند تجارت الکترونیک، آموزش الکترونیک و ... نیاز مند تجهیزات و استاندارد های پیچیده ای است متوجه شوند که ما بیشتر در این بخش ها نیازمند مدیریت فناوری اطلاعات هستیم نه خرید برنامه و سخت افزار.

داستان الکترونیکی شدن شرکت ما به حدود ۱۵ یا ۱۶ سال پیش بر می گردد. یک کامپیوتر آی بی ام  ۰۸۶ داشتیم با ۴ کیلوبایت رم و یک نرم افزار که شرکت همکاران سیستم نوشته بود برای مدیریت دانش آموزان و یک نرم افزار مربوط به شرکت آرا برای کنترل اشتراک و ارسال خبرنامه. در آن زمان من ۱۰ سال سن داشتم.

در حدود ۱۰ سال بیش بود که با واژه به نام شبکه آشنا شدیم و تصمیم داشتیم ۲ تا کامپیوتر داخل دفتر را با هم شبکه کنیم. مشکلات زیادی داشتیم برای اشتراک یک چاپگر میان ۲ کامپیوتر و یا اشتراک یک مونیتور برای ۲ تا کامپیوتر.
بعد از همگانی شدن ویندوز ۳.۱ (مربوط به زمان دایناسورها) و استفاده از نرم افزار ورد ۶ کم کم نیاز به انتقال اطلاعات از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر احساس می شد که با خرید ۲ تا کارت شبکه و ارتقاع ویندوز ها به ویندوز ۹۵ (محصول شرکت سیناسافت) این امکان فراهم شدن که یک فایل را از یک کامپیوتر به یک کامپیوتر دیگر منتقل کنیم.

نکته اول : از گفتن مطالب بالا دوست دارم این نتیجه گیری را بطور مشخص بیان کنم که ارتقاع و تغییر نرم افزار و سخت افزاری و یا استاندارد کردن هر چیزی در درون یک سازمان می بایست با توجه به نیاز و توسعه آن سازمان باشد که هزینه ای بیش از نیاز سازمان را به آن تحمیل نکند.

خلاصه با توسعه روز به روز کامپیوتر و در شرکت کماکان نیاز نداشتیم از هاب استفاده کنیم. در شرکت در ۴ کامپیوتر داشتیم ولی فقط ۲ تا از کامپیوتر ها با هم شبکه بودند. این سیستم ادامه داشت تا حدود ۵ سال بیش که برای اولین بار یک هاب ۸ تایی خریدیم و ۶ تا کامپیوتر را با هم شبکه کردیم و دیگر تمام اطلاعات در تمام کامپیوتر ها قابل دسترسی بود. این جا بود که مشکلات زیادی به وجود آمد. عدم آگاهی و آشنایی برای استفاده از شبکه به دلیل اشتراکی بودن چاپگر و اینترنت و درایور ها.

فکر می کنم در حدود یک سال طول کشید که بیش از ۵۰ درصد مشکلات در سازمان کوچک ما رفع شد و همه با این موضوع آشنا شدند که از شبکه استفاده می کنیم.

بعد از مدتی یک سویچ دیگر به شبکه اضافه شد و کم کم نیاز پیدا کردیم یک سرویس با ویندوز ۲۰۰۳ در شرکت نصب کنیم تا تمام اطلاعات در یک بخش بصورت مرکزی نگهداری شوند. و باز هم مشکلات فرهنگی برای تعریف محدودیت ها و دسترسی ها بوجود آمد، که بعد از مدتی این مشکلات نیز حل شد. در طول این دوران با کوچک ترین تغییر در سیستم ها همه دچار مشکل می شدند.

نکته دوم : من فکر نمی کنم مشکل ما در طول این زمان استفاده از سخت افزار های نادرست یا عدم دانش فنی ما بوده باشد. بلکه مشکل اصلی عدم آموزش به کاربران شبکه بود. خوب ما مشکلات مالی شدیدی داشتیم و تا حدی زیادی آموزش برای ما امکان پذیر نبود ولی خوب می دانستیم مشکل اصلی چه بود.

مشابه مشکلات بالا در زمینه های نرم افزاری هم وجود داشت، تغییر نرم افزار ها از داس به ویندوز، و تغییر بانک های اطلاعات از فایرفاکس به اکسس، تماما در تمام مراحل به دلیل عدم آموزش مشکل آفرین بود. ولی بعد مدتی، کم کم و کم کم اتوماسیون اداری ما به حدی وابسته به کامپیوتر و اینترنت شد که اگر یک روز اینترنت یا برق نباشد عملا حتی پیدا کردن یک شماره تلفن برای ما سخت است. با وجود چنین محیطی و امکانات محدود مالی شرکت، در زمینه سخت افزاری توسعه کمی داشتیم تا حدی که یکی از دوستان به شوخی همیشه به من می گوید که در شرکت شما هیچ کامپیوتر درست و حسابی با رم ۱ پیدا نمی شود. اما در زمینه اتوماسیون اداری به دلیل همان دست و پا شکسته آموزش و پشتکار و مقاومت زیاد در طول زمان، به حدی زیادی پیشرفت کردیم.

در این دورانف نبود سخت افزار ، نبود استاندارد و یک پارچه سیستم، مانع پیاده سازی اتوماسیون اداری و کاملا الکتورنیکی شدن ما نبوده است. و به تازگی به دنبال یکی کردن و ایجاد یک سیستم یک پارچه در داخل شرکت هستیم.

نکته سوم : ما در طول چند سال اول با امکانات موجود خود را کاملا الکترونیکی کردیم بدون اینکه مشکلی برای سیستم و پرسنل وجود داشته باشد. پس در اینجا نتیجه می گیریم که پیش نیاز الکترونیکی شدن نیاز به سخت افزار ها و امکانات پیچیده نیست و با اتکا به مدیریت و آموزش هم می شود کم کم و آرام آرام با توجه به نیاز ها، سیستم را تکمیل و استاندارد کرد.

به نظر من، این دقیقا مشکل امروز تمام الکترونیکی شده های دنیای ماست، از دولت الکترونیکی تا پزشکی و جامعه و آموزش و تجارت همه و همه به شدت درگیر سخت افزار و سیستم های پیچیده شده اند. شاید به دلیل نبود دانش مدیریت و فناوری اطلاعات باشد که برخی برای پوشش این ضعف خود مشکل را گردن نبود برخی امکانات دیگر قرار می دهند. اما همین امروز با تکیه بر همین سایت های پر مشکل دولتی ولی با هماهنگی کامل تمام سازمان ها می شود سیستم های الکترونیکی را بصورت کامل در ایران اجرا کرد.

یکی از مواردی که نباید فراموش کنیم این است که دولت الکترونیک نباید فقط برای گرفتن پول باشد. امروز اگر دقت کنیم تمام سرویس های دولتی که به شکلی به دنبال دریافت پول هستند الکترونیکی شدند اما سرویس های دیگر چندان الکترونیکی نیستند. مثلا الزام شرکت های بیمه به پرداخت الکترونیکی خسارات، الزام بانک ها به ارائه صورت حساب الکترونیکی به تمام مشترکین و هر چیزی را الکترونیکی کردن به همراه آموزش کامل استفاده از اینترنت و ایمیل برای تمام افراد جامعه از تلویزیون، می تواند در مدت زمان کوتاه در پیاده سازی یک دولت کاملا الکترونیکی کمک فراوانی کند.

این مطلب خیلی طولانی شد، شرمنده، ولی نتیجه کلی و پایانی من این است که ما امروز نیازمند استاندارد و سیستم های اطلاعاتی یکپارچه نیستیم، بلکه امروز بیشتر نیازمند یک مدیریت یکپارچه در خصوص دولت الکترونیکی هستیم.

شاید تاسیس معاونت دولت الکترونیک در ریاست جمهوری و اعطاء اختیارات کامل به این معاونت بتواند چاره مشکل باشد.
اما تا روزی که آه و ناله کنیم برای استاندارد و سیستم یکپارچه و نیاز های برنامه نویسی و سخت افزاری گره ای از گره دولت الکترونیکی باز نمی شود که نمی شود.

نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 0:6  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


برای ارسال خبرنامه دقت کنید

( دیلی یا روزانه )
امروز یک خبرنامه به دست من رسید برای تبریک عید قربان ولی خیلی جالب بود که ایمیل ارسال کنند این خبرنامه  noreply@noreply.com بود و در خود ایمیل هم هیچ نام فرستنده و آدرس ایمیل وجود نداشت که من پاسخ و تشکر خودم را برای شرکت ارسال کنند ایمیل اعلام کنم.

دقت کنید که ارسال خبرنامه و تبریک مناسبت ها به کاربران بسیار اهمیت دارد ولی وقتی کاربر متوجه نشود که این تبریک از طرف کدام سایت برای وی ارسال شده چه فایده ای برای شما دارد؟

برای ارسال خبرنامه استفاده از ایمیل noreply کار درستی است اما باید دامنه فرستنده مشخص باشد و پیشنهاد می کنم که حتما نام مدیر سایت یا مدیر روابط عمومی در پایین نامه به همراه نام شرکت یا نام سایت، ایمیل و شماره تلفن نوشته شود.

قرار دادن تبلیغ و بنر در داخل نامه های تبریک درست نیست اما نوشتن این مشخصات در ایمیل هایی که به مناسبت های مختلف ارسال می کنید بسیار اهمیت دارد.

نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 9:36  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


از همه چیز

( دیلی یا روزانه )
امروز تصمیم گرفتم در مورد همه چیز بنویسم، اول اینکه من یک روز رفتم نمایشگاه الکامپ، از اینترنتی ها فقط بچه های بلاگ اسکای را دیدم و یک تی شرت هدیه گرفتم به دلیل اینکه اخبار بلاگ اسکای را خیلی دیر پوشش می دم. راستش چون شخصا با محیط نمایشگاه زیاد حال نکردم مطلبی در مورد نمایشگاه ننوشتم.

دیروز هم از صبح تا شب در کنفرانس بین المللی آموزش الکترونیکی  بودم. جالب بود، اولین سخنران آقای عطاران بود که از آمریکا آمده بود و خیلی خوب و جالب صحبت کرد. به نظر من هر چیزی که می گفت ۱۸۰ درجه با وضعیت ایران فرق داشت. البته اطمینان دارم که مدیران که در همایش حاضر بودند ۱ درجه هم تغییر رفتار نمی دهند و به همان ۱۸۰ درجه اختلاف با دنیا ادامه خواهند داد.

آقای دکتر جلالی هم از قبل نام ایشان را زیاد شنیده بودم، خیلی آدم باحالی بود، از نظر من بیشتر ایشان ایده پرداز فناوری اطلاعات هستند تا اینکه کارشناس آموزش مجازی، خیلی شوخی هم می کردند خلاصه با همه دکتر های خشک و بی نمک خیلی فرق داشتند، به نظر انسان جالب و خوبی آمدند. (بر خلاف تصور قبلی من)

نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 17:53  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


خبر اختصاصی در وبنا

( )
خدا وکیلی من با این خبر ارسالی به وبنا چی کار کنم ؟

"من دختر تنها ه هستم0 فقط زنگ بزنید . ۳۷*****۰۹۳۲"

اسم این خانم باید مریم باشه، البته این طوری که خودش در نام نویسنده خبر نوشته.

نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 18:38  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


من ایدز دارم

( )
روز جهانی ایدز در بسیاری از کشور ها بصورت گسترده پوشش داده می شود و در برخی از کشور ها نیز چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. مهم نیست که ایران در کدام گروه قرار دارد، مهم این نکته است که امروز من ایذر دارم و دوست هم ندارم که بمیرم و دوست دارم یک زندگی شاد برای خودم درست کنم. حالا باید چه کار کنم؟

من که برای این سوال پاسخ مناسبی پیدا نکردم، اصلا نمی دانم به چه کسی این موضوع را بگویم و از چه افرادی این موضوع را مخفی کنم. اگر با گفتن این موضوع دوستان خود را از دست بدهم چه خواهد شد؟ اگر تنها و تنها برای مدت زمان کوتاه یا بلند مجبور باشم زندگی کنم، چه خواهد شد؟ خانواده با این موضوع چگونه برخورد خواهند کرد؟

پاسخ به این سوال های بالا اگر غیر ممکن نباشد، بسیار دشوار است. امروز روز جهانی ایدز بود. روز جهانی من و روز جهانی شما، چه ایدز داشته باشیم و چه نداشته باشیم این روز برای تمام انسان ها است.

بهتر است با ایدز آشتی کنیم تا اینکه به دنبال حذف این واژه از زندگی روزمره خود باشیم. روزی خواهد رسید که درمان ایدز همانند درمان سرماخوردگی ساده و کم هزینه باشد. تا رسیدن آن روز بهترین راه پیشگیری است.

سایت های مرتبط با موضوع ایدز:
بانک اطلاعات پژوهش های ایدز
آموزش همگانی ایدز
زندگی مثبت
روبان قرمز

پی نوشت : من واقعا HIV + ندارم. فکر کردم با این مدل نوشتن شاید بهتر احساس کنید که اگر کسی دچار این مشکل باشه چه حسی خواهد داشت. از اینکه باعت ناراحتی برخی از دوستان شدم متاسفم. نظر من توهین به خوانندگان و یا بازی با احساسات خوانندگان وبلاگ نبود.

نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 0:28  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


کارت شارژ خدمات آنلاین

( دیلی یا روزانه )
شما را به خدا اینقدر نگران بنده نباشید، حالم خوب خوب است. این چند روز که نبودم یک غرفه داشتیم در سومین جشنواره و نمایشگاه آموزش زبان LEDEX 2008. همزمان با این نمایشگاه یک محصول جدید ارائه کردیم با عنوان کارت شارژ خدمات آنلاین OLC، که علاقه مندان به یادگیری زبان انگلیسی با استفاده از رمز این کارت می توانند سرویس های آنلاین خود را شارژ کرده و از خدمات آموزشی OLC استفاده کنند. البته در این مورد اولین سایت نیستیم، سایت شیمانا و سیویلیکا در این زمینه پیش تاز هستند و OLC سومین سایت ایرانی است که این سرویس را در مجموع خدمات آنلاین خود قرار می دهد.

 

پیشنهاد می کنم دیگر سایت های خدماتی هم از این سرویس استفاده کنند، چون هرچه بیشتر این گونه سرویس ها به مردم معرفی شود، بیشتر مورد استقبال قرار خواهد گرفت. و البته پیشنهاد می کنم که در آینده کارت های مشترکی هم برای سایت ها طراحی شود، مثلا کارتی که ۲۰ هزار تومان اعتبار دارد و در ۴ سایت مختلف و در هر کدام به مقدار ۵ هزار تومان اعتبار داشته باشد. این کار خیلی جالبی است البته بیشتر به سایت های کوچک کمک می کند که خدمات خود را در کنار نام های بزرگ به فروش برسانند.

در همین جا اعلام می OLC آمادگی دارد با دیگر سایت های اینترنتی بصورت مشترک کارت شارژ منتشر کند. تا هم دامنه فروش خود را توسعه دهد و هم در حد توان خود از دیگر سایت های کوچک حمایت کند که تجارت خود را توسعه دهند.

کارتی که ما طراحی کردیم از سرویس ها 2 هفته دارد تا سرویس 24 هفته ای، البته یک سری رمز و راز هم در بخش مربوط به شارژ کارت قرار دادیم که کم کم در آینده معرفی خواهیم کرد. برای مثال یک کد مخفی در سایت قرار دارد که وقتی آن را وارد می کنید بدون پرداخت پول اکانت شما برای مدت 48 ساعت کاملا باز می شود.

من شخصا دوست ندارم کاری را از دیگری فقط کپی کنم، درست است که از نمونه کارت های مشابه ایده گرفته ام، ولی تفاوت هایی میان کارت های طراحی شده با دیگر کارت ها وجود دارد. برای مثال کارت های شارژ در تمام دنیا به میزان استفاده شارژ می شوند یعنی به مبلغ خاصی، اما کارت های OLC برای مدت زمان شارژ می شوند مثلا کارت 1 ماهه یا 6 ماهه.

نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 17:14  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


ليست آخرين مطالب نوشته شده در وبلاگ
  • او ال سی خیلی خوب بود ولی
  • مطلب پیشنهادی
  • کلید های میانبر در کالج
  • طراحی یک دوره جدید در سایت
  • تعییرات جدید و تا حدودی گسترده در سایت
  • خانواده ما پنجاه هزار نفری شد
  • کمک به نجات جان چهار نوجوان
  • درباره تاسیس نمایندگی و دفاتر فروش در شهرستان ها
  • خبرنامه آموزشی مهر ماه منتشر شد
  • تولد 8 سالگی سایت اما در سکوت
  • کلاس های گفتگوی آزاد
  • مجله صفحه ی انگلیسی و خبرنامه
  • رفع مشکل کلاس مجازی در فایرفاکس
  • اولین پست مربوط به سایت OLC
  • وبلاگ دنیای مجازی از اینجا رفت به اونجا
  • اسپمر های بی ادب
  • کلونی های اینترنتی
  • دستم به نوشتن نمی رود
  • چرا در هیچ نمایشگاهی شرکت نمی کنیم
  • وقتی آی.تی در رکود نیست
  • اصول من قابل احترام است ولی اصول شما نه
  • زندگی دیجیتالی من
  • اینترنت به کجا می رود
  • اضافه کردن موتور جستجوی خاص به گوگل کروم
  • قانون جرایم رايانه ای و نکاتی درباره آن
  • On and Online مثل Plug AND Play
  • مترجم گوگل و سفر من با dynamic به کوه
  • افشاگری بزرگ در خصوص سایت های وابسته فارسی
  • چهارمين كنفرانس ملي و اولين كنفرانس بين المللي آموزش الكترونيكي
  •